تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١

[ اماكن جغرافيايى ]

[ حرف الف ]

آبج [ مع - مر ] :

نام محلى است كه ابو عبد الله محمد بن محمود بن مسلم در آن متولد شد . يا همان آبه است كه در ذيل ذكر آن خواهد شد . و الحاق حرف جيم در آخر او به جهت نسبت است « 1 » چنان‌كه اهل ارميه را ارمياجى گفته‌اند .

آبر [ مع - مر ] :

قريه‌اى است از قراى سيستان كه مولد ابو الحسن محمد بن حسين الآبرى است . اين شخص از كبار محدثين و در عداد حفاظ است و كتابى مبسوط در شرح حال محمد بن ادريس شافعى تأليف نموده كه نهايت قابل توصيف است . سياحت مصر و شام و عراق و خراسان كرده و به روايتى در رجب سيصد و سى درگذشته .

آبسكون [ مع - مر ] :

يا ابسكون شهر كوچكى است در كنار درياى طبرستان ( بحر خزر ) . آن قسمت از دريا كه مجاور اين شهر است نيز معروف به آبسكون است . مسافت او تا گرگان سه روز راه است . مولد ابو العلى احمد بن صالح بن محمد بن صالح التميمى است كه در شهر صور در كنار درياى شام منزل گرفته . حمد الله مستوفى ، در ذكر بحار ، در ضمن احوال بحر خزر گويد : « در اين دريا كما بيش دويست جزيره است . مشهورتر از همه آبسكون
هامش
( 1 ) - گمان نمىرود كه الحاق حرف « جيم » به جهت نسبت باشد بلكه نوعى معرب ساختن است چنان‌كه شهر ميانه را نيز ميانج گفته‌اند . ظاهرا « ها » ى آخر كلمات غير عربى در تعريف تبديل به جيم شده مانند ساده ، ساذج و نمونه نموذج .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 11 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى