تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
نخواهد بود و اگر كسى سب مسلمى كند بندهء او مىشود و اگر كسى مسلمى را بزند ما مىكشيم او را . . . » . انتهى . عبد الله بن قيس و عبد الله بن ورقاء و عصمة بن عبد الله شهادت خود را در اين مصالحه‌نامه نوشته و عبد الله بن عتبان در اين فتح اشعارى گفته كه بعضى از آن اين است : شعر
من المبلغ الاحياء عنى فانتى * نزلت على جى و فيها تفاقم حصرناهم حتى شروا ثم انتزوا * فصدهم عنى القنا و القواصم و جادله الفاذوسفان بنفسه * و قد رهدت بين الصفوف الجماجم فشاورته حتى اذا ما علوته * تفارى و قد صارت الينا الجرائم و عادت لفوحا اصبهان بنفسها * يدرلنا منها القرى و القماقم و انى على عهد قبلت جزاهم * عذاة تفادوا و العجاج القواتم ليزكوا لنا عند الحروب جهادنا * اذا نطحت فى المازمين هماهم
اين قول اهل كوفه است كه مىگويند ما اصفهان را فتح كرديم و اما اهل بصره و بسيارى از اهل سير روايت كرده‌اند كه همين‌كه ابو موسى اشعرى از جنگ نهاوند به اهواز بازگشت نمود اصفهان را گرفت بعد به قم آمد و مدتى در قم مانده آنجا را نيز فتح كرد و احنف بن قيس را به گرفتن كاشان فرستاد . احنف كاشان را به غلبه گرفت . بعضى ديگر مىگويند عمر بن خطاب به ابو موسى اشعرى نوشت كه عبد الله بن بديل رياحى را با لشكرى مأمور روانهء اصفهان كند . ابو موسى اطاعت كرده و عبد الله جى را گرفت و صلح كرد مشروط به اين‌كه خراج و جزيه بدهند و جان و مالشان ايمن باشد . ولى سلاح ايشان را از ايشان گرفت . و احنف بن قيس نيز يهوديه را گرفت و به‌طورى كه صلح جى استقرار يافت ، در يهوديه نيز احنف قرار صلح داد . بلادرى گويد : فتح اصبهان و رساتيق آن در اثناى بعض شهور سنهء بيست و سهء هجرى و بعض شهور سنهء بيست و چهار اتفاق افتاد در وقتى كه عمر خليفه بود و علماء اصفهان چندانند كه در حيز حساب و شمار نمىآيد . بعضى را كه شناخته نمىشود مگر به اصبهان من ذكر مىكنم از جمله حافظ امام ابو نعيم احمد بن عبد الله بن احمد بن اسحاق بن موسى بن مهران
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 93 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى