القاضى نور اللّه الشهيد را به فارسى ترجمه كرده است . [ در ] سال يكهزار و سيصد و پنج 1305 ( ه . ق ) از سراى سپنج درگذشت و از جمله اولاد مقرب الخاقان ميرزا محمد على ، منشى وزارت ماليه را كه فاضلى است كامل برجاى گذاشت » « 28 » اين بود آنچه در المآثر و الاثار دربارهء ميرزا محمد نائينى و صفاء السلطنه آمده است . حال بازگرديم به آنچه را كه فرزند صفاء السلطنه آقاى افراسياب آزاد در مورد روزنامهنگارى پدرش ثبت كرده است . حجت بلاغى در « انساب نائين » از يكى از نوشتههاى آقاى آزاد آورده است كه : « چند سال قبل مىخواستم حسب قانون 1321 انتشار نامهء آزاده را تجديد نمايم . يك شمارهء روزنامه گير آوردم كه پدرم مرحوم على صفاء السلطنه نائينى متخلص به « مشتاقى » كه روزنامهنگار عهد ناصر الدين شاه بوده است اولين شمارهء روزنامهء ملت ايران را به نام روزنامهء « ملت سينهء ايران » با خط و قلم خود به وسيلهء چاپ سنگى منتشر ساخته است . « 29 »
بلاغى به دنبال مطلب آقاى آزاد اشاره به جوانى صفاء السلطنه كرده مىنويسد :
ميرزا على خان صفاء السلطنه در هنگام جوانى از نائين به تهران عزيمت نمود و در سلك متصوفه قدم نهاد و در طريقت به صفا على ملقب شد . رجال دربارى ناصر الدين شاه نسبت به ايشان اظهار ارادت بسيارى داشتهاند .
اطلاعاتى را كه آقاى افراسياب آزاد يكى از فرزندان مشتاقى ( صفاء السلطنه ) در اختيار حجت بلاغى گذاشته است بىشك از مقدمهاى است كه صفاء السلطنه نائينى فرزند ارشد مشتاقى در اول ديوان اشعار مشتاقى نوشته و پارهاى اشتباهات از نظر تاريخى در آن ديده مىشود . به جاست كه براى تكميل شرح احوال صفاء السلطنه تقريظ منظومى را كه ميرزا ابو الفضل اديب طالقانى ( متخلص به عنقا ) كه سالها با صفاء السلطنه دوستى و رفتوآمد داشته و گفته است در زير بياوريم ؛ اينك تقريظ منظوم :
اى على بن محمد اى صفاء السلطنه
اى على بن محمد اى « صفاء السلطنه » * كز صفاى طبع و ذاتى رشك آب و آينه
از ازل طينت تو را با آب مهر خاندان * شد عجين ، طوبى « 30 » آبد بادا تو را اين هيمنه
آفرين از پاك يزدان بر تو و اين عشق پاك * تابناك اين طبع مدحتگو تو را شد يكتنه
هامش
( 28 ) - المآثر الآثار چاپ دوم ، سنائى تهران ، ص 167 .
( 29 ) - بلاغى كتاب انساب خاندانهاى مردم نائين ، چاپ شعبان ، 1369 ص 39 .
( 30 ) - طوبى : 1 - خير ، شادى 2 - خير ، سعادت ، بهشت ، خلد 3 - درخت بهشت - فرهنگ معين .