اعتماد السلطنه در خاطرات خود . در ماه شوال 1309 ه . ق نوشته است « در قم حمام تميز پيدا نمىشود . خانهء سيّد تقى ، چراغچى حضرت حمام داشت كه قدرى تميز بود آنجا حمام رفتم .
بعد به حرم رفتم شاه تشريف آوردند در ركاب خانهء ملكى امين السلطان رفتم . بيرونى او تمام شده بود . اندرونى مىسازند خيلى بناى عالى است .
از آنجا كه خانهء حاكم كه عباس ميرزا پسر اعتضاد الدوله از فخر الملوك دختر بزرگ شاه است رفتيم . شاه امروز آنجا مهمان هستند . لقب پدرش را كه اعتضاد الدوله باشد به او مرحمت شد . اعتماد السلطنه خاطرات ص 930 » و نويسندهء اخير جاى ديگر در خاطرات سال 1311 ه . ق خود دارد « كه در دوشان تپه حضور مبارك بودم مىفرمودند فخر الملوك را پسرش سمّ داده است . . .
من عرض كردم اگر اين فقره بر شما ثابت بشود اعتضاد الدوله پسر فخر الملوك را كه نوهتان است بخواهيد و سرش را ببريد . . . بعد معلوم شد كه فخر الملوك از افراط واپور و عرق فجاة كرده و مرده است » ( همان كتاب ص 1085 )
ص 34 ، س 10 - آزوقه :
دكتر معين آزوقه را به معنى غذاى سفره - نان - حبوبات و غيره مىداند نگاه كنيد به فرهنگ معين .
ص 96 ، س 12 - حضرت عبد العظيم :
براى شرح احوال او نگاه كنيد به آثار تاريخى طهران تأليف مصطفوى به اهتمام ميرهاشم محدث و آثار دكتر حسين كريمان .
ص 96 ، س 22 - رخام :
« گونهاى سنگ آهكى است كه تا حدى شفاف است و قابليت صيقل شدن را دارد و چون به آسانى به صورت لوح درمىآيد در كتيبهء روى آرامگاهها ، سنگ قبر . مجسمهء ، پايه چراغ و ظروف تجملى به كار مىرود . » فرهنگ معين .