چندان نباشد كه اهل آنجا را كافى شود . آبش از كاريزها و قنوات بسيار در ميان شهر گذرد و مردم بر آن سردابها و حوضها ساختهاند . »
نخستين منزل شمال يزد ، انجيره و منزل بعد از آن خزانه است ( كه اشتباها در بعضى نسخهها « خرانه » چاپ شده است ) « 1 » خزانه دهكدهء بزرگى بود داراى كشتزارها و باغستان و قلعهء آن بر كوه مجاور جاى داشت . سومين منزل در حاشيهء كوير ساغند است كه بقول ابن حوقل :
دهكدهاى است داراى چهار صد نفر جمعيت و يك قلعه و اراضى آن از آب كاريز مشروب مىشود .
سه شهر « ميبد » و « عقدا » و « نائين » در شمال باخترى يزد به ترتيب يكى بعد از ديگرى در حاشيهء كوير جاى داشتند و معمولا از توابع يزد شمرده مىشدند اگرچه برخى از نويسندگان نائين را از توابع اصفهان شمردهاند . نائين قلعهاى داشت و به قول حمد إله مستوفى : « دور قلعه چهار هزار قدم » بود » « 2 »
لسترنج در دنبالهء مطالب خود دربارهء كوير لوت و مكران همچنان از نوشته مقدسى - ابن حوقل و نيز ناصر خسرو كه پس از مقدسى از اين راه گذشته استفاده كرده و نظرش در مورد شناخت اين راه آگاهانهتر از ديگران است .
« جغرافى نويسان قرن چهارم در وصف راههاى كوير به تفصيل پرداختهاند . از سمت باخترى كوير دو راه يكى از اصفهان و ديگرى از نائين آغاز مىشد كه هر دوى آنها در جرمق به هم مىرسيد . راه اصفهان ( كه مقدسى بشرح آن پرداخته ) هفت منزلگاه و راه نائين تا جرمق پنج منزلگاه داشت و درين راه چند فرسخ به چند فرسخ حوضهاى آب و گنبدكها بود .
در وصف راه جرمق كه به سمت شمال رفته و مستقيما در قومس به دامغان مىرسد مقدسى مرجع ما است . اين راه نود فرسخ است به اين ترتيب كه از جرمق تا وند پنجاه فرسخ و از وند تا دامغان چهل فرسخ . اين راه از جرمق به سمت خاور متوجه شده پس از چهار روز به محلى موسوم به نوخانى يا نوجاى مىرسد و درين راه در هر سه فرسخ يا چهار فرسخ حوضهاى آب وجود داشت .
در نوجاى راه دو شاخه مىشد : يكى از جهت شمال خاورى به ترشيز و ديگرى در سمت جنوب خاورى به طبس مىرفت كه هردو در ايالت قهستان واقعاند . بين نوجاى و ترشيز چهار منزل فاصله است . و آن جمله منزلگاه بن افريدون است . ( امروز اين محل را ده نابند گويند و البته نبايد آن را با واحهء نابند كه هم اكنون بذكر آن پرداختيم اشتباه كرد . ) مقدسى راه سراسرى ديگرى كه از جرمق تا بن افريدون امتداد داشته و هفت روز آن را مىپيمودهاند و در
هامش
( 1 ) - ظاهرا خورانق يا حورنق بايد باشد ؟
( 2 ) - لسترنج « جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى » ص 306