شده بودند . در تعدادى از اين خمرهها جسد مرد و زن در مقابل هم و به همراه اشياء مختلف قرار داشتند . بايد توجه داشت كه در اين مناطق مدتى ماساژتها و سكاها مىزيستند كه بعدها زير نفوذ هخامنشيان درآمدند . كشف « گنجينه جيحون » متعلق به عصر هخامنشيان در حاشيه اراضى رود جيحون استدلال يادشده را مدلل مىنمايد . 28
گورهاى اليمائى عصر اشكانى
ارتباطات مكرر اشكانيان و روميان سرانجام سبب تحولاتى عميق از حدود سال 45 م به بعد شد . از جمله اقتصاد مبتنى بر تجارت شهرهاى كاروانى سبب تقويت فرهنگهاى محلى و بومى نيز گرديد . مثلا ساخت گوردخمههاى اليمائى در جنوب غربى ايران با زوال فرهنگ هلينيسم تحت تاثير نفوذ فرهنگهاى بين النهرين و مهاجرت صابيين رواج يافت .
اين گوردخمههاى اليمائى وروديهاى به ابعاد گذراندن يك جسد داشت و در درون فضاى ساده آنها يك دخمه گور وانىشكل و گاه دو يا سه بستر بالشتكى به چشم مىخوردند . تصوير نمونههاى اين گوردخمهها را در صفحات بعد ارائه نمودهايم . 29
اتفاقا چنين « گوردخمه » هاى عصر اشكانى را در ارتفاعات بخش سوسن شهرستان ايذه در خوزستان هم مىتوان ديد كه يكى از معروفترين آنها را « دخمهء درهدز » مىنامند . 30 از قضا اين تعداد گورها شباهت زيادى از نظر سادگى با گوردخمههاى منطقه گرگان دارد .
در گورستان چمشك در ميچاكوى ملاوى لرستان نيز آثار باارزشى از چنين قبور عهد اشكانيان مىتوان ديد . 31
در پايان اين قسمت شيوهها و طرز تدفين عصر اشكانى را بطور خيلى خلاصه مورد مداقه قرار مىدهيم . اشكانيان بطور عام تدفين را بدين روشها انجام مىدادند :
1 - اجساد خود را به همراه اشياء مختلف دفن مىكردند .
2 - اجساد به صورت منفرد ولى گاه چندتائى و خانوادگى دفن مىگرديدند .
3 - براى دفن مرده جهت خاصى را مراعات نمىكردند .
4 - اشياء دفنشده با متوفى بيشتر ارتباط به زندگى روزمرهء او در زمان حياتش داشت ، مثل ظروف ، وسايل جنگى و زينتآلات .
5 - اشياء هديهشده به متوفى اكثرا خارج از تابوت نهاده مىشدند . البته گاهى بندرت در درون تابوت هم قرار ميگرفتند .