صفى آگاهى درست نداريم . تنى چند از بزرگان قم كه در مآخذ دو قرن نهم و دهم نام بردارند همچون « امير سلطان ابراهيم » كه روملو در وقايع سال 831 از او نام مىبرد « 1 » و « صاحب اعظم خواجه زين الدين على » كه بهاء الدين حسن كاتب فرزند مترجم كتاب قم نسخهاى از همين كتاب را در سال 837 براى او نگاشته است « 2 » و « صدر كبير خواجه بهاء الدين هبة اللّه قمى » زنده در سال 847 « 3 » و خواجه يحيى قمى كه در سال 857 عهدهدار رتق و فتق امور مدافعت و ممانعت اين شهر بوده است « 4 » و خواجه حاجى بن خواجه سعادت شاه بن خواجه ابراهيم قمي كه در شوال 929 وقفى بر آستان شيخ صفى نموده است « 5 » مىتوانند از بازماندگان يا وابستگان به اين دودمان بوده باشند .
آثار بازمانده :
آثارى كه از اين دودمان به جاى مانده است از سكهها ، نوشتهها و بناها ، در جاى خود به تفصيل شناسانده شده و اينك تكميل بحث را در اينجا نيز به اجمال اشارهاى مىرود :
أ - سكههاى خواجه محمود سومين امير خاندان
كه در همين مجموعه در بحث « دار الضرب قم » شناسانده شده است .
ب - ترجمه كتاب قم ،
نوشتهء حسن بن محمد بن حسن قمى در 379
هامش
( 1 ) . احسن التواريخ 11 : 194 .
( 2 ) . مجلهء بررسىهاى تاريخى ، ش 4 سال هشتم ، مقالهء نگارنده : 67 .
( 3 ) . قم در قرن نهم : 195 .
( 4 ) . ديار بكريه : 121 عكس دانشگاه . نيز احسن التواريخ 11 : 323 و تاريخ جديد يزد 265 .
( 5 ) . صريح الملك 4 : 84 عكس دانشگاه .