مىنمودند مكاتبه كرد « 1 » . قلقشندى نيز در صبح الاعشى از « صغار الملوك المتفردين ببعض البلدان بعد ابو سعيد » سخن داشته است « 2 » .
قم در دوران فترت :
آگاهى ما از وضع قم پس از حملهء مغول تا آخرين سالهاى قرن هشتم چندان وسيع نيست . اين را مىدانيم كه قم در سال 621 به دست سپاهيان مغول آنچنان ويران و قتل عام شد « 3 » كه تا ميانهء قرن نهم آثار آن بر جاى بود و هرگز موقع و اهميت پيشين خود را باز نيافت « 4 » . در كتابهاى تاريخ اين دوره از قم در چند مورد معدود نام مىآيد كه معلوماتى محدود و كوتاه در اين باره به دست مىدهد .
در قرن هشتم وضع روشنتر و اطلاعات ما در اين باب بيشتر است . تا چهارمين دههء اين قرن قم همچون نقاط ديگر ايران در تصرف امراء ايلخانى بود و پس از برچيده شدن بساط حكومت آنان در شمار مناطقى درآمد كه از قلمرو همهء سلسلههاى اين دوره بيرون و بر كنار بود به اين ترتيب كه يكى از خاندانهاى اصيل و مقتدر محلى ادارهء امور را به دست گرفت « 5 » . اين خاندان تا سال 759
هامش
( 1 ) . عجائب المقدور ( به نقل اعيان الشيعه 15 : 370 به بعد چاپ نخست و 15 : 254 - 259 چاپ دوم ) و ترجمهء فارسى آن به نام « زندگانى شگفتآور تيمور » : ص 36 .
( 2 ) . صبح الاعشى 7 : 265 .
( 3 ) . كامل ابن اثير 9 : 353 / تاريخ مبارك غازانى : 350 / تاريخ بناكتى : 368 / العبر ذهبى 5 : 82 / روضة الصفا 5 : 98 / حبيب السير 3 : 33 / النجوم الزاهرة 6 : 258 / شذرات الذهب 5 : 94 .
( 4 ) . نزهة القلوب : 74 / آثار العباد : 442 / تاريخ جديد يزد : 230 ديده شود .
( 5 ) . مجمع الانساب : برگ 291 همان عكس دانشگاه . نيز تاريخ جعفرى : برگ 183 ب عكس ش 5928 دانشگاه بتلويخ .