بر طرف ميسازد .
ضماد كوبيده تخم و پوست خشخاش ورم گرم را فروميبرد .
خوردن يك مثقال از كوبيدهء پوست او در صبح و شام قطع اسهال خونى و صفرائى و التهاب روده مىكند .
ضماد او كه كوبيده با آب خمير كرده به پيشانى ببندند رفع درد سر مىكند .
گذاشتن پختهء پوست خشخاش و شنبليله با گلاب بر پشت چشم در ابتداى چشمدرد جلوگيرى از درد چشم گرم و ماليدنش بر بدن رفع باد سرخ مىكند .
خوردن رب خشخاش كه آب صافكردهى پختهء او را با عسل جوشانده قوام آورند روزى دو سه قاشق منع نزلهها امثال آبريزش چشم و بينى و درد و آزار سينه و سرفه و اسهال كهنه مىكند .
آب پختهء ريشه گياه او تقويت جگر ( كبد ) عليل كرده رفع اخلاط غليظ مضر معده مىكند .
جوشاندهء پوست خشخاش با آب كه صاف كرده با شكر قوام آورند يك قاشق مرباخورى آن باعث خواب و سستى اعصاب ، مخصوصا در اطفال مىشود .
خوردن اين جوشانده سستكننده اعضاء و موجب تشويش حواس و قطع كننده باء و خرابكنندهء اشتها و هاضمه و مورث نسيان و مفسد خون و تحليل برنده رطوبات غريزى مىباشد .
اين جوشانده مسكن دردها و ناراحتىهاى گرم و خشك بوده ، خواب و رخوت و نشاط آنى كمدوام ميآورد .
قوىتر از آن شيرهء او يعنى ترياك مىباشد .
ماليدن سائيدهء گل خشخاش با آب گشنيز بر پشت و اطراف چشم و چكاندن آب صافى او رفع جوش و ثبور و سوزش و زخم پلك چشم مىكند .
روغن خشخاش كه تخم و پوست آن را نيمكوب جوشانده صاف كنند و با روغن كنجد چندان بجوشانند تا آب سوخته روغن بماند و به مقدار قاشق كوچكى
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 291
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٢٩١