نبوده پيرى و ضعف و فقر و بيمارى همسر عقيدهاش را در محبت بسرعت دگرگون ساخته وادار به جدائيش مىسازد و در اين صورت واضح است كه درباره دوستى و عشقهاى آنى چگونه بوده به چه بهانهها ترك دوست و محبوب مىكند و موى طلايى عشرتدوستى بىحد و خودنمايى و خودپرستى را نشانه بوده و اينكه زياد عاشق ستايش از محاسن خود مىباشد .
موى سرخ : علامت زود خشمى و غيظ و تمنا و طلب زياد جسمانى و شهوت و مهر اندك و قهر زياد و خودسرى و يكدندگى و لافزنى و حسادت و كينهورزى و كمگذشتى و البته كه نرمى و زبرى و خشونت و لطافت خود مو نيز در اين احوال صاحبنظر بوده سفتى و زمختيشان تقويت حالات و نرمش و لطافتشان تضعيف آن حالات مىنمايد . در اين معنى كه موى سياه كه نشانه غم و سيهفكرى است اگر با سفتى مو نيز همراه باشد اين غم و بدبينى زيادتر و در موى بور لطافت و نرمى مو غمز و دلال و عشوهگرى و بىوفايى و تلون بيشتر را مىرساند و موى اندك قرمز بهتر از قرمز مطلق بوده شهوت و هوس به اعتدال و هوش و ذكاوت را دليل مىگردد و گاهى چنان مىشود كه موى خرمايى با قهوهاى اشتباه شده يا مخلوط مىباشد و در اينجا حكم بر آن مو جايز است كه غلبه داشته باشد .
موى خرمائى : يا موى قهوهاى بهترين مو از حيث رنگ است ، چه دليل بر دوستى و عشق و شفقت انسانى و زودجوشى و انس و حسنظن و تواضع و مهماندوستى و رقتقلب و شوق سفر و سياحت و نوعدوستى و خلق و خوى پسنديده و مهرووفا و صدق و ثبات و پايدارى در محبت و معاشرت و همسرى و استقامت در مشكلات ، مخصوصا اگر داراى جعد طبيعى و پيچوخم متناسب نيز بوده باشد كه اين محاسن در او به قوتتر مىگردد و در آخر رنگ مو اگر نژادى نبوده باشد . موى پررنگ فعاليت و محبت و موى باز بىرنگ و كمرنگ عدم فعاليت « به دليل پيران كه با از دست دادن رنگ مو فعاليت و نيروى خود را از دست مىدهند . » و سادهلوحى و گولخورى و غيرعملى بودن و موى طلايى عشوهگرى و هوسبازى و موى زرد تلون
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 600
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٦٠٠