تا ديروزى كَلِمكورى * شيپيش به موهاش مُروارى
حموم نميدونس چيه * خيال ميكرد عَم قِضييه « 45 »
امروز حموم قُرُق واسش * صد تا تاراق توروق واسش
افادههاش طبق طبق * سگا بدورش وقّ و وق
خوش به . . ش كه بخت داره * صندلى روى تخت داره « 46 »
يا اين شعر :
قربون . . ش كه سبزه بخته * صبرش به نظر مثال جخته « 47 »
پارسال اين زمون تاپاله ميبسته * امسال اين زمون بر سر تخته
اين حمام چون از صبح تا نزديك غروب طول ميكشيد و دهان گيرهاى لازم ميآمد تا مهمانان كام و گلوئى تازه كنند ، فصل به فصل طبقهاى شربت و ميوه و شيرينى و خوراكىهائى بود كه به حمام ميرسيد ، از جمله جهت رفع عطش :
شربت قند و تخم شربتى « 48 » ، دوغ ، سكنجبين ، شربت به ليمو ، هندوانه ، انار ، در فصل پرتقال ليمو ، پرتقال ليمو و نارنگى و براى رفع گرسنگى و دلضعفهى قبل از ظهر : شامى لپه « 49 » ، كوفته شامى « 50 » ، تخممرغ پختهى رنگ كرده ، خاگينه « 51 » ،
هامش
( 45 ) . عمقضى ، لفظى تركى به معنى دخترعمو .
( 46 ) . براى احترام زيادتر به شخص تخته گذارده ، صندلى را روى تخت ميگذاشتند . اين كار براى سردمدارهاى سخنورىها در قهوهخانهها و براى بعضى از دامادها به عمل ميآمد .
سلاطين نيز بدين صورت جلوس ميكردند .
( 47 ) . صبر و جخت ( جخد ) . صبر علامت تأمل و جخد . دستور تعجيل . تأويل و تفسير عطسه كه يكى يا دو تا پشت سر هم آمده باشد كه اولى صبر و دومى جخت ناميده ميشد و در اين زمينه اين لطيفه يا كنايه كه عروس گفته صبرِ شب ، جخته ؟ !
( 48 ) . دانهريزى كه الك و ريگشو كرده با شربت قند ميخوردند . دانهاى مقوى جهت قلب و مغز و اعصاب .
( 49 ) . گوشت و لپهى پخته كه همراه نمك و زعفران و فلفل و ادويه به اندازهء نعلبكى كه به وسطش انگشت فرو برده در روغن اعلاى فراوان سرخ كرده باشند .
( 50 ) . گوشت كوبيده اما نپخته و آرد نخودچى كه با مصالح شامى لپه مخلوط كرده در دو نوع پهن مثل شامى لپه و نوعى مشتى مثل تخممرغ در روغن سرخ كرده داغ داغ ، يا در آب پيازداغ و سركه شيره ، يا سركه قند جوشانده ، آبش را سوا نان خرد كرده كوفته شاميش را جدا با نان بخورند .
( 51 ) . تخممرغ و آرد و نمك و زعفران كه بسيار زده در روغن حيوانى اعلا بريزند و زير و رو كرده ، در بشقاب برگردانده رويش را شربت قند غليظ بدهند ، يا قند كوبيده بپاشند .