تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
منت داوطلبانه به سراغشان ميآمد .

نذر صيغه

اين نذر مخصوصا از نذرهائى بود كه براى زنان بىهمسر برو برگرد نمينمود و از جمله نذورى كه رواى حاجاتش ردخور نداشته ( سمب و سو ) « 17 » نمينمود و اجابت خواهش‌ها و اجر دنيوى و ثواب اخروى آن تا آن حد شناخته شده بود كه آب غسل جنابت آن را بر كفن‌ها و چلوارهائى كه براى اين مقصود مىخريدند پاشيده ، آب آن براى خود ، در زعفران و مركب كفن‌نويسى « 18 » ميريختند و تا آنكه در قيامت شاهد داشته باشند در مقابر بزرگان مانند حضرت عبد العظيم و امامزاده حمزه مىپاشيدند و در شيشه نگاهداشته براى نهادن در قبر خود مىگذاشتند ! عملى كه با آن شاهد زنده به دوستى و دشمنى على و عمر به صحراى محشر و روز ( پنجاه هزار سال ) « 19 » و پيشگاه بالا برده اطاعت امر على بر حليّت صيغه و مخالفت بر فتواى عمر را با شهادت كفن‌ها و شيشه‌ها گواه ببرند ! در اين ماجرا :

ميرزا على كرم كاغذنويس

مرد كاغذنويسى كنار در مسجد شاه بنام ميرزا على كرم بود كه جثه‌اى ضعيف و لحيه‌اى كريه داشت ، غوطه‌ور در فقر و تنگدستى تا آن درجه كه پس از
هامش
( 17 ) . برو برگرد . ( 18 ) . افرادى بودند در شغل كفن‌نويسى كه يا آنها را براى فروش نهاده حاضر ميكردند و يا سفارش گرفته مينوشتند ، به دو صورت كم كار و متعارف كه با مركب مينوشتند ، و يا پركار صحيح اعلا كه با زعفران و دعا ، سوره ، آياتى كه سفارش‌دهنده تكليف مينمود مينوشتند . نوعى هم كفن نوشته‌اى بازارى بود كه مانند قلمكار آن را با مهرهاى بزرگ از تخته كه آيات قرآنى بر آن معكوسا كنده شده بود چاپ ميزدند . ( 19 ) . روز قيامت را روز پنجاه هزار سال ميگفتند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 25 | جعفر شهرى باف