تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
جوانها و خوشگل‌هايشان مىپرداختند كه از آن جمله بود : خوش بحالش كه چنين ماهپاره‌اى داره . رد شين چراغ اومد . كوچه را روشن كردى . امروز خورشيد از حموم زنونه در اومد . يه ماه داشتيم دو تا شد . فتبارك اللّه احسن الخالقين . كاشكى دلاك زنونه بودم . خوش به حال روشور و واجبى كه خودشو به تو ماليد . الهى كوفتش بشه اونيكه تو رو بغل ميگيره و رد جوابهايى از طرف بعضى زنان كه در پاسخ خوش به حال حمام زنانه‌گوها بگويند ، مخصوصا مبالش ، و در جواب قربانت بروم بگويند قربان ننه‌ات برو ، و جواب دوستت دارم را بگويند : دوستم دارى از . . . بخور و محترمين و آبرومندانشان كه رو را محكمتر پوشانده سرعت قدمها را زيادتر بكنند . اما آنچه تقريبا متفق الفعل همه بود اينكه در بيرون آمدن از حمام همه يا مقدارى از صورت را بيرون اندازند و معلوم نبود كه اين از جهت بالا زدن گرما و حرارت حمام بود كه مبادرت به آن مىكردند و يا جهت كسب لذت از خودنمائى كه جلب نظر نمايند و اين غزلى است از زبان حسرت بدلهاى اطراف حمام كه آورده مىشود :
اى كاش كه من شانه گيسوى تو بودم * تا چنگ زن پيچ و خم موى تو بودم
اى كاش كه من وسمه « 180 » و روناس « 181 » و حنايت * تا معتكف طاق دو ابروى تو بودم
اى كاش من آن كيسه و روشوئى و ليفت * تا بوسه زن قامت دلجوى تو بودم
اى كاش من آن لنگ كه دور كمرت بود * تا همدم فى الجمله‌ى خوشبوى تو بودم
- بعد از رسيدن آنها بخانه‌هايشان هم بود كه جامه‌دار بقچه لباس و اسباب حمام و رخت ترهايشان را كه جدا جدا پيچيده بود بمنزلهايشان رسانيده كار يك حمام سر و تن‌شوئى به آخر مىرسيد .
هامش
( 180 ) . سائيدهء برگى كه دم كرده مثل حنا بر ابرو مىكشيدند . از خاصيتش بود كه مو را سياه كرده چشم را قوت ميبخشيده .كس نتواند گرفت دامن دولت به زور * كوشش بىفايده است وسمه بر ابروى كور( 181 ) . سائيده‌ى برگى كه مو را قرمز ميكرد و چون با وسمه در هم ميآميخت آن را خرمائى مينمود .