تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
و گويا مهستى شاعره نيز به همين بلاى فراخ زدن رگ گرفتار گشته بوده كه وادار به سرودن رباعى زير شده است :
فصّاد « 76 » جهودِ بدرگِ كافركيش * آن كُندزبان كه تُند دارد سرِ نيش
گفتم كه رگم تنگ بزن مثل . . . م * نشنيد و بزد مثال . . . ن زن خويش
بايد دانست كه در اين دو كار به جز امور عملى آن كه در حجامت بايد بيمار برهنه و دو زانو بنشيند و شاخ اولش نيم ساعت طول داشته باشد و كندن آن صداى « گاپ ، يا گپ » بنمايد و تيغ حجامت بايد تيز و تميز باشد و سر آن زياده از كلفتى جوى « 77 » از سر انگشت بيرون نباشد و اندازه خون معلوم باشد و در آخر جاى شاخ و تيغ را آب سرد و گرم بريزند و رويش كف دست نهاده فشرده آن را واپس بفرستند ، و در نشتر زدن جاى مشترى آسوده و راحت بوده او را به پشت بخوابانند و خود مسلط بوده حركت نداشته باشند و نوك نشتر تيز و نرم و از ديد بيمار به دور بوده سر آن جز به مقدارى از سبابه بيرون نيامده باشد و ديگر ملاحظات ، قواعد و احكامى نيز داشت كه بيمار و فصاد بايد آن را به شرح زير رعايت بكند .

اوقات فصد و حجامت

اين كار يعنى خون گرفتن به هر طريق بايد طبق احكام نجومى از روى روز و ساعت معين انجام بگيرد كه در غير اين صورت مشكلات فراوانى به بار ميآورد . قمر بايد در برج مريخ باشد يا در برج آتشى « 78 » قرار بگيرد و در سعادت كامل نشسته باشد ، مطابق اين ابيات :
گر كنى فصد يا حجامت راى * آتشى برج به قمر را جاى
هامش
( 76 ) . فصد و خون گرفتن را از آن جهت كليمىها اختيار مىكردند كه آن را نوعى انتقام‌كشى و گرفتن خون مسلمانان ميدانستند . فصاد يعنى رگ زن ، دلاك . ( 77 ) . يك جو . ( 78 ) . در نجوم احكامى بروج دوازده به چهار عنصر مربوط ميشدند به اين شرح : حمل و اسد و قوس ، بروج آتشى ، ثور و سنبله و جدى ، خاكى ، جوزا و ميزان و دلو ، بادى . سرطان و عقرب و حوت ، آبى . ماه در گردش خود در هر دو روزى با اندك اختلاف در يكى از بروج دوازده‌گانه قرار ميگرفت كه مبناى احكام آن به حساب ميآمد .