نوعِ بشر سرا - ناله سر كن .
تصنيف ( در ملك ايران ) به اين مضمون :
در ملك ايران ، وين مهد شيران ، * تا چند و تا - كى ، افتان و خيزان
داد از جهالت ، خدا ، كه قدر خود ندانيم ، * در زندگانى چرا ، شبيه مردگانيم -
تصنيف ( هزار دستان ) :
هزا - ر دستان به چمن ، دوباره آمد به سخن ، * كه اى خسته از ر - نج دِى ،
ببين شور و غوغاى من -
تصنيف ( امان از اين دل ) كه در تعريف ( كنسرت قمر ) آورده شد .
تصنيف ( عروس گل ) به اين فحوا :
عروسِ گل از با - دِ صبا * ، شده در چمن چهرهگشا
، الا اى صنم بهر خدا * - ز پيچه زدن حذر كن
؛ ديده كسى هرگز * ، بُوَد حور و پرى در حجاب
؟ ديده كسى هرگز * ، بُوَد شمس و قمر در نقاب ؟
الا اى صنم بهر خدا * ز پيچه زدن حذر كن .
كه تصانيف نخست از آن قبل از كشف حجاب و در بيدارى و خودشناساندن مردم و تهييج به جنبش و كوشش و وطنخواهى و عروس گل در مقدمهى كشف حجاب مىباشد . با بسيارى ديگر با مضامين مختلف كه بعضى را خوانندگان ضعيفى مثل ملوك ضرابى دست تطاول گشوده با ، بازخوانى و افزودن نيم و خطى آواز صفحه از آن پر كرده بنام خود به بازار فرستادند ، با اين تفاوت ، با تقليدچيان امروز كه آنها ميتوانستند لا اقل شبيه خود او از كار درآورده ، امروزىها خود و آنها را خراب و با خواندنشان بعضى سند بىهويتى خود امضاء ميكنند .
زنى نابغهء زمان و نادرهى دوران كه به جرئت ميتوان گفت :
( صبر بسيار ببايد پدر پير فلك را * تا دگر مادر گيتى چو تو فرزند بزايد )
يعنى مانند قمر كه اگر او نبود موسيقى و آواز اصيل ايرانى از ميان رفته ، چه موسيقى كامل ملى در اختيار تعزيهخوانان قرار داشت و با جلوگيرى حكومت وقت از كار تعزيهخوانان كه خود نيز با كارشان بمرور از ميان ميرفتند آن نيز به نابودى ميگرائيد و در اين صورت است كه ميتوان او را جداى از امر « حرمت نغمهسرايى زن ، كه به اهل فتاوى و خالق او مربوط مىشود » احياكنندهى موسيقى