مترجم هم كسى جز يكى از كاركنان سينما مانند كنترلچى « 48 » يا نظافتچى و مثل آن نبود كه موضوع داستان را قبلا فهميده با آمدن هر پانوشته آن را با تظاهر به اينكه داراى سواد خارجى مىباشد تكه تكه توصيف مينمود !
فيلمها تقريبا همگى سريال و فيلمهاى يك نوبتى كه « درام » « 49 » ش مىگفتند بندرت به بازار مىآمد ، شايد از آن جهت كه مردم را معتاد كنند ، پرى هم اين حيله بىراه نمىتوانست باشد كه هر قسمت از سريال به نقطهاى ختم مىشد كه بيننده مجبور به ديدن دنبالهء آن مىگرديد ، در حالى كه بعضى از آنها بيش از يك سال كه هر پانزده روز و يك ماه عوض مىشدند طول ميكشيد .
از جمله فيلمهاى مشهور آن زمان فيلمهاى : دزد بغداد ، علىبابا و چهل دزد ، در جستجوى طلا « 50 » ، قاليچهء حضرت سليمان ، جنگهاى صليبى ، يهودى سرگردان ، تارزان .
و از قهرمانان آنها : ريشارد تالماج ، آلبرتينى « 51 » ، چارلى چاپلين ، دوكلاس فربنكس . همچنين فيلمهاى دينى تا مذهبيون را هم به سينما بكشانند ؛ امثال :
طوفان نوح ، قوم لوط ، تا كم كم كه فيلمهاى سريال نوبتى طولانى موجب ملال و واخوردگى مردم شده جاى خود را به يك نوبتى سپرده كه تا اكنون بر جا مىباشند .
يكى ديگر از اماكنى هم كه كم و بيش يعنى گاهگاه به صورت سينما در مىآمد ، سالن گراندهتل بود كه در حالت رواج كار تآتر « 52 » و با داشتن
هامش
( 48 ) . كنترلچى را ابتدا « مميز » مىگفتند .
( 49 ) . درام اگر چه در معنا مطالب و داستان حزنآور و مثل آن مىباشد ليكن در اينجا غرض فيلمهاى دوساعتهاى بود كه در يك نوبت به اتمام ميرسيد .
( 50 ) . نام يكى از فيلمهاى چارلى چاپلين :ديشب من و ممدلى و شعبان * رفتيم به سينماى ايرانآويخته پردهيى در آن بود * صد جن و پرى در آن عيان بودبس گنج طلا كليد بىپيچ * روشن كه بشد چراغ آن ، هيچ !( 51 ) . آلبرتينى از آرتيستهاى مورد توجهى بود كه به طرفدارى در برابر رقيبش ريشارد تالماج ، مضمون متلكمانندى ساخته بودند كه مىگفتند : آلبرتينى ريد به ريشات ، در شوخى با ريش طرف صحبت .
( 52 ) . تآتر را تيارت مىگفتند . كسى را كه مىخواستند بگويند در امرى طرف را بازى مىدهد ، مىگفتند تيارت درآورده .