يخنى « 49 » پز و فرنى « 50 » پز بايد كف دكان خود را آجر فرش بكند .
تغارهاى خمير نانواها بايد رويشان با تنظيف « 51 » تميز پوشيده شده باشد .
هر پزنده و خوراكىفروش بايد در دكان خود كاغذ شيره ماليدهء مگسكش بياويزد . « 52 »
سطح خيابان مخصوص چهارپايان و گارى و درشكه و واگن و پيادهروها مخصوص اياب و ذهاب پيادهها مىباشد و هيچ پياده حق ندارد از سوارهرو خيابان عبور نمايد . سگهاى خانگى بايد قلاده شده زنجير داشته باشند و در غير اين صورت در رديف سگهاى ولگرد محسوب شده معدوم خواهند شد .
هر بار شتر بوته سى شاهى و هر بار بوته الاغى پانزده شاهى و هر بار شترى پشكل دو قران و هر بار الاغى پشكل يك قران و هر گونى پهن و سوخت بايد دو عباسى عوارض بپرازد . « 53 »
كبوتربازى اكيدا قدغن و پرندگان ديگر از قبيل طوطى ، بلبل ، قنارى و سهره و كرك بايد دور از انظار نگهدارى شوند .
سر بريدن حيوانات امثال گوسفند و مرغ و خروس در انظار و ملأ عام به كلى ممنوع مىباشد .
داد زدن اطراف كوچهها توسط طواف ، دورهگرد ، طبقى ، كاسهبشقابى ، قبا
هامش
( 49 ) . غذايى از گوشت و دنبهء فراوان بدون آب ، با سيبزمينى و گرد ليمو عمانى .
( 50 ) . خوردنىاى از شير و آرد برنج و شكر و گلاب كه آرد برنج آن را در آب سرد حل كرده روى آتش مىگذارند و چون آرد پخته شد به آن شير اضافه نموده پس از افزودن شكر و گلاب مصرف مىكنند . اين خوردنى را بيشتر براى بيماران ترتيب ميدهند .
( 51 ) . نوعى پارچهى نازك ، رقيقتر از ململ .
( 52 ) . هنوز مصرف داروى كشندهى مگس متداول نشده بود . بنا بر اين براى رفع مگس كاغذ يا مقوايى را شيره ماليده آن را جلو دكان مىآويختند و چون مگس بر آن مىنشست چسبيده قادر به حركت نميگرديد .
( 53 ) . هر سحر پشت دروازهها چندين هزار شتر و الاغ كه سوخت شهر را حمل ميكردند جمع ميشدند كه مشمول حكم بالا گرديده واضح است براى كسانى كه از درماندگى به كار كندن بوته و جمع كردن پشكل بپردازند تسليم شدن به چنين عوارضى از زورشنوىها و احكام غير قابل تحمل بود .
ميگفتند عالمى سيد ضياء را پس از عزل در خواب مىبيند و از او سبب بركناريش سؤال مىكند .
سيد در جواب مىگويد : مرا پشكل جمعكنها از كار انداختند يعنى نفرين آنها مرا معزول كرد .