جلو بساط از طرف بازار نيز همواره چند سگ بزرگ و كوچك ته بر زمين و چشم به دكان و منتظر انعام و اكرام كلهپز نشسته بودند و گدايانى كه از آيندگان و روندگان آن درخواست كمك نموده دعا مىكردند ، چه اين دكانى بود كه بخشش از آشغال كلهها به سگها با دست و دلبازى انجام مىگرفت و مشتريانش را غالبا داش مشدىها و دست به جيبها تشكيل داده گداها را اميدوار مينمود .
داخل دكان با پرده قلمكارهاى تصاوير ليلى و مجنون و شيرين و فرهاد كه لچكى كوبيده مىشد پوشيده شده بود و آيينههاى كوچك و بزرگ قاب برنجى و عكسهاى مشتريان پر و پا قرص و پهلوانان نامى و دوستان كلهپز و عكس قاب كردهى صاحب دكان بديوارها نصب شده بود . ايضا دو چراغ لنتر با طبق ( بارفتن ) « 5 » كه يكى بالاى دستگاه و يكى داخل دكان آويخته ، مقواى شيره ماليدهاى جهت صيد مگس به پايه لنتر داخل آويزان شده بود نظافت و سليقه بيشتر صاحب دكان را مىرساند .
كف دكان با آجرهاى چهارگوش مفروش و كف تختگاهى با حصيرهاى برنجى « 6 » پوشيده شده تغار آبى براى دست شستن مشتريان در وسط و مجموعه ( مجمعه ) هاى لب كنگرهء مسين بر روى حصيرها و سينىهاى گرد كوچكتر براى مشترىهاى تكى و شيشههاى سركه و بلونىهاى « 7 » انواع ترشىها از پياز و بادمجان و هفته بيجار كه روى طاقچههاى چوبى دكان رديف شده بود .
اكنون ملاحظه كنيم كه مشترى در دكان كلهپزى به چه كيفيت صرف غذا كرده كلهپز به چه صورت از او پذيرايى مينمود ؟
معمولا مشتريان اين غذا خود بايد مطابق خورند خويش نان داغ كه حتما نيز بايد نان سنگك بوده باشد « 8 » از نانوايى خريده همراه بياورند ، مگر مشتريان غريبى كه ناشيانه وارد مىشدند ، و در ورود مشترى به دكان بود كه با خوشگوئى
هامش
( 5 ) . جنسى ميان شيشه و بلور در الوان مختلف .
( 6 ) . حصيرهاى بافت رشت از ساقههاى برنج .
( 7 ) . شيشههاى كوتاه شكمدار با رنگ آبى طبيعى همراه لبى كلفت و برگشته كه پس از پر كردن كهنهاى بدرشان كشيده نخ مىبستند .
( 8 ) . خاصيت نان سنگك آن بود كه آب كمتر به خود مىگرفت و در آبگوشت مانند نانهاى تافتون و گرده از هم وانرفته متلاشى نميگرديد .