مشهود بود . يكى از تحليلگران اوضاع آنروز نوشته بود كه
« در ايجاد درگيريهاى شهر كابل در بين پشتونها و هزارهها ، احمد شاه مسعود نقش بسيار مؤثرى داشت . وى تلاش داشته و دارد كه با درگير نمودن دو رقيب ديرين يعنى پشتونها و هزارهها ، خود يكهتاز ميدان بوده ، اقتدار سياسى را در دست داشته باشد .
متأسفانه وى در اين راه توفيق زيادى داشت . » « 1 »
هرچند كه جنگ در كابل همزمان با حكومت آقاى مجددى شروع شد و اين جنگ عليه حزب وحدت و شيعهها در اوائل دهه دوم ماه جوزا 71 صورت گرفت ، با قدرتگيرى آقاى ربانى جنگ ابعاد ديگرى يافت .
مشكل افغانستان انحصار قدرت بود كه توافقنامهء پيشاور مسير آن را تعيين كرد و آقاى مجددى مىخواست در ظاهر از آن منحرف شود . اما آقاى ربانى درست همان راه اصلى انحصار را در پيش گرفت . احمد شاه مسعود جهت تكميل انحصار قدرت ، جنگ را در چند جهت روشن كرد .
جنگى بين نيروهاى حزب اسلامى و نيروهاى شمال ؛ جنگ اتحاد اسلامى با حزب وحدت كه هركدام نيروهاى رقيب آقاى مسعود را در درازمدت به تحليل مىبرد .
تدوين پيشنويس قانون اساسى جديد
در جبههء سياسى علاوه بر طرح تحميل جنگ بر مردم كابل ، آقاى مسعود و آقاى ربانى درصدد برآمدند انحصار قدرت را قانونى كنند . لذا به تعدادى از افراد طرفدار خود دستور دادند تا پيشنويس طرح قانون
هامش
( 1 ) . نبرد هزارهها در كابل ، صفحه 45 .