هزاره تمامى جنايات گذشته را به فراموشى سپرده و در كنار افغان با تاجيك جنگيدند و غلام نبى خان چرخى ( فرزند همان غلام حيدر خان معروف ، به خاطر حمايت از دولت امانى مورد احترام هزارهها واقع شد .
در بين هزارههاى تركستان اين احترام نسبت به اين شخص به عنوان سفير تا به امروز باقى است . پس در مورد ارتباط عبد الخالق با خانوادهء چرخى مىتوان گفت كه براساس قانون بردگى عبد الرحمان ، خانوادهء عبد الخالق از دهراود هزارستان به كابل آورده مىشوند و با لغو اين قانون ، در كنار خانوادهء چرخى باقى مىمانند . همين امر باعث مىشود كه عبد الخالق بر خلاف ساير هزارهها كه از رفتن به مكتب و كسب علم و دانش محروماند ، پا به مكتب مىگذارد و با درك فجايع و ظلم حكومت در حق قوم خود و خانوادهء چرخى ، تصميم بر قتل سرسلسلهء آن مىگيرد .
امّا اقدام او نتيجهء عكس به بار آورد و نهتنها به اعدام خود او و اعضاى خانوادهاش ، كه به نابودى بسيارى از سران هزاره و ديگر روشنفكران جامعه منجر شد و در مكاتب به كلّى بر روى فرزندان هزاره بسته شد .
گرچه اقدام عبد الخالق نتوانست جريان تاريخ را عوض كند - چنانكه اقدام حبيب اللّه سقاءزاده در گذشته نتوانسته بود - و با اينكه دولت كوشيد تا با مطرح ساختن ارتباط او با غلام نبى خان چرخى ، هويت او را زير سؤال برد ، اين باور را در قلبها زنده كرد كه زن هزاره و تاجيك براى هميشه از مردزايى بازنماندهاند .
مرحوم فرهنگ در مورد انگيزهء اقدام عبد الخالق و اتهامات حكومت عليه او مطلبى دارد كه به آن اشاره مىكنيم :
« او جوانى بود پانزده ساله به نام عبد الخالق از هزارههاى مقيم كابل كه در ليسهء نجات تحصيل مىكرد . تاريخنويسان خارجى دربارهء هويت عبد الخالق و انگيزهء او در اين كار مرتكب اشتباهاتى شدهاند
شناسنامه افغانستان ( فارسى ) — صفحة 420
مساهمون: بصير احمد دولت آبادى
ص٤٢٠