هرفرد ، از نيم تا يك روپيه و آنكه بىزمين است هرنفر نيم روپيه ، اردوى افغانستان هرفرد ، از نيم تا يك روپيه ، افسران كوچك از پنج تا ده روپيه و افسران بزرگ از پنجاه تا صد روپيه تحويل خزانهء دولت نمايد . البته سردارانى كه اعطاكنندهء اين لقب بودند از تأديهء پول شكرانه معاف شمرده مىشدند . » « 1 »
عبد الرحمان مثل هرستمگر ديگر در برابر ملت فردى سختگير و قاطع و بىمروت بود ، او خود مدعى بود كه افراد زيادى را به دست خود به دهانه توپ بسته ، پرانده است . مرحوم غبار در مورد شقاوت و بيرحمى او مىنويسد :
« امير عبد الرحمان مرد شديد البطش و سنگدل بود . يعقوب على كه معاصر او در بلخ بود مىنويسد كه سردار عبد الرحمان خان در صباوت مشق تفنگ زدن مىكرد . روزى بيرون شهر مزار حين نشان زدن گفت : گلوله تفنگ آدم مىكشد يا خير ؟ بعد از آن غلام بچهء خود را چار قدم دور ايستاده كرده و با تفنگ زد و كشت « و خنديد » .
چون اين خبر به سردار كلان ( پدرش والى بلخ ) رسيد او را عتاب كرد و يك سال بيشتر در كارگاه توپخانه محبوس نمود . » « 2 »
او از كودكى شروع به آدمكشى كرد و تا زنده بود هرگز از آن سير نشد . از قساوت و شقاوت او داستانها نقل كردهاند و بسيارى از آن هرگز به قلم آورده نشده و ثبت تاريخ نگرديده است . با آنچه از قساوت او در كتابهاى تاريخ رسمى كشور نوشته شده است ، مرحوم غبار آن را با هجوم چنگيز خان مقايسه مىكند . ولى ما فكر نمىكنيم چنگيز خان به اندازهء
هامش
( 1 ) . افغانستان در مسير تاريخ ، چاپ احسانى ، ص 1054 .
( 2 ) . همان مدرك ، ص 1038 .