مختلفى از پا درآورد . » « 1 »
اگر تاريخ افغانستان به خوبى بررسى شود ، روشن خواهد شد كه خيانت محمدزاييها به مراتب نسبت به خيانت سدوزاييها زيادتر است . در مورد معاهدهء جمرود كه بين انگليس و دوست محمد خان بسته شد ، مرحوم غبار چنين نوشته است :
« اين اولين عهدنامهء دولت محمدزايى است كه انگليس ديكته كرده و نمايندهء مختار امير دوست محمد خان بدون چونوچرا و حتى بدون تصحيح يك كلمه آن را امضاء كرد . يعنى استقلال افغانستان غالب با ولايات سواحل راست سند و بلوچستان و غيره رسما به دشمن مغلوب تسليم و راه بدبختى كشور و نفوذ استعمار انگليس در افغانستان باز شد ، درحالىكه معاهدهء خائنانهء لاهور و قندهار را كه انگليس بر شاه شجاع تحميل كرده بود ، قبلا ملت افغانستان با شمشير و خون شسته و از بين برده بودند . » « 2 »
در بررسى تاريخ خونبار سرزمين حماسى افغانستان ما ، هماره به يك واقعيت دردآور شمال و جنوب ، مركز و غرب مواجه مىشويم و اين سرنوشت شومى است كه استعمار انگليس براى ما رقم زده و استعمار روس از همين دريچه نفوذ كرد . چنانكه در بالا ديديم كه چگونه دوست محمد خان اين سر سلسلهء محمدزاييها ، نواحى جنوب و غرب را به دشمن بخشيد ، ولى در عوض خدمت ديگرى هم به استعمار انگليس كرده خيال او را براى هميشه راحت كرد ، زيرا :
« وقتى كه امير دوست محمد خان بعد از جنگ گجرات از ساحل
هامش
( 1 ) . افغانستان در مسير تاريخ ، چاپ احسانى ، ص 921 .
( 2 ) . افغانستان در مسير تاريخ ، چاپ احسانى ، ص 938 .