بدون اسم منتشر كردم . بعد از نشر آزادى همشهرىهاى مقيم استانبول با اينكه همگى مىدانند كه نويسندهء اين كتاب منم به من حسد ورزيده انكار مىكنند .
به قدرى پيرمرد از اين حسد تبريزىها متأثر بود كه به من پيشنهاد مىكرد مسودههاى قلم خوردهء كتاب خود را بياورد و مانند شاهد صادق مدعا نزد من بگذارد . من دلداريش دادم و گفتم : در تهران نويسندهء اين كتاب حاجى زين العابدين مراغهاى يعنى شخص شما هستيد ، حسد عمو اوغلىها جايى را نمىگيرد . واقعا هم همينطور است كه آقاى دهخدا به او گفته .
يحيى آرينپور در جلد اول كتاب از صبا تا نيما دربارهء اهميت تاريخى سياحتنامهء ابراهيم بيگ چنين مىنويسد :
سياحتنامهء ابراهيم بيگ در واقع دائرة المعارف جامع اوضاع ايران در اواخر قرن سيزدهم هجرى است كه با قلمى تند و بىپروا و بىگذشت تحرير شده است . . .
اين نخستين رمان اصيل اجتماعى از نوع اروپايى در زبان فارسى است كه زندگى مردم ايران را همچنان كه بوده تشريح كرده و از اين حيث شباهت زيادى به رمان نفوس مرده نيكلا گوگول ، نويسندهء بزرگ روس ، پيدا مىكند . . .
فريدون آدميت ، در كتاب ايدئولوژى نهضت مشروطيت ايران ، سياحتنامه را بدين شكل در تاريخ تحول افكار و آراء مردم ايران ارزشگذارى مىكند :
سياحتنامهء ابراهيم بيگ انتقاد همهجانبهاى است بر حيات جامعهء ايرانى كه سياست ، اقتصاد ، روحانيت ، تعليمات ، اخلاق ، اعتقادات و تقريبا همهء متعلقات اجتماعى را نقادى مىكند . . . مهمترين جنبهء تفكر نويسنده تحول ذهنى و جهانبينى تازهء اوست . از مأنوسات كهنهء گذشته روى برتافته ، به ارزشهاى مترقى جديد روى آورده است . مجموع انتقادهايش از همان سرچشمه مىگيرد .
علاوه بر آن آدميت معتقد است كه نويسندهء سياحتنامهء ابراهيم بيگ از مشاوره و حتى كمكهاى نوشتارى و ويراستارى روشنفكر معروف آن دوران ، ميرزا آقاخان كرمانى ، برخوردار بوده است .
. . . تقريبا مسلم مىدانيم كه نويسندهء اديبى در پرداختن نثر روان و قوى و پختهء نخستين جلد سياحتنامه دست داشته است . حتى بعضى عبارات و اصطلاحات
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 10
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص١٠