بوده « 1 » و چون عرصه را بنابر شعر مشهور :
نظم
چو بيشه تهى گردد از نره شير * شغالان برآيند ز هر سو دلير
خالى مىيابد به اندك وقتى زبان و دستور قواعد آن ملك را فراگرفته هر روز از آن مرتبه پست به تقريبات صيت كاردانى خود بلند و بشاه وانموده شاه نيز قبل از آنكه نقد عيار آن را در بوته امتحان گذارد و تدبير و راى او را داند كه در چه پله و مرتبه است مدار المهام و محرم خويشش ميسازد و بنابر قاعده مضبوطه كه :
نظم
سفله نخواهد دگرى را بكام * خس نگذارد مگسى را بجام « 2 »
منشاء تقويت تلون مزاج شاه شده رأى او را از طريق اعتدال منحرف مىگرداند و از جمله خيالاتى كه درين اوان به سبب بىماحصلى و جهالت و ناقابلى و بىاحتياطى ولد آن مرحوم آقا محمد كه بعد از فوت پدر مغرور بادهء غرور و از راه بىپروائى متوجه امور شنيعه گشته در خفيه نيز با برادر شاه اختلاط و دوستى ميكردند « 3 » بخاطرش انداخته كه ايشان تمهيد دارند كه در دفع تو كوشيده برادرت را به مسند سلطنت نشانند و به جهت يارى و مددكارى خود ممكنست كه آمدن ايلچى به تمهيد ايشان باشد و جمعى مردم ايران نيز مدتيست كه در اينجا ميباشند و جنگ و جدال قزلباش ظفر تلاش مشهور
هامش
( 1 ) - منظور شخصى يونانى الاصل بنامConstantin Hierarchyمىباشد چونHierarxiدر زبان يونانى بمعنى « قوش » شكارى است و اين شخص ابتدا در خدمت انگليسىها بوده و در زبان انگليسى نيز قوش را « فالكن » (Falconيا برسم الخط آن زمانPhaulcon) ميگويند از اينرو نام فالكن را روى خود گذارده و در تاريخ سيام به « كنستانس فالكن »Constance) (Phaulconمشهور گرديده است . ( صForbin ; Memoires . . - 39) همچينسن نام ارباب انگليسى او راGeorge Whiteنوشته و اضافه مىكند كه كنستانس در سال 1670 با او به هندوستان رفت و بنا به توصيه وى نيز نام خود را به فالكن تعويض نمود .
( صHutchinson ; Adventurers in Siam in the 17 th Century . 68) براى شرح حال فالكن ر ك به تعليقات شماره 36
( 2 ) - مصرع دوم اين بيت در اصل نيست و اضافه گرديد .
( 3 ) - ر ك به تعليقات شماره 37