ميآورند و آن را به زبان خود اولك « 1 » ميگويند الحق كافران را دلشاد كه عاقبت الامر از سجده اصنام باطله به سجده كلام حق پرداختند و جبههء آينهء احوال خود را بمصداق صيقل و برتو مقال « المجاز قنطره الحقيقه » مصفى و محلى ساختند و بعد از اين مراتب بملازمت ايلچى شتافتند و سنبوكها حاضر ساخته از دمسازى كه در دايره عيش ايشان دستبدست ميگردد سازيست به شكل تابه كه از آهن و جام مىسازند . . . . « 2 » كه حواله سازنده اوست مانند دسته هاون كه از آهن ساخته و باصولى مينوازند كه اگر به گوش اهل رسد بجز آنكه پا از دايره وجود بيرون گذارد چاره نخواهد داشت و چون صدايش خارج از آهنگ است موسوم به گنگ « 3 » است و دير همدمى كه در مجمع نشاط و ماتم ايشان دم مىزند سرناست « 4 » كه سوراخ دلش از دست همدمى بىاصولان بجاست و از دفها چيزى شبيه به دهل است « 5 » كه نوازندهاش را اگر پوست كنند رواست و بالجمله اسباب حركت و عشرت بدين تفصيل و آيين حاضر ساخته نامهء اعلى را از كشتى به سنبوكى كه در ساخت و وسعت از ديگرها امتياز داشت و به شيله « 6 » سرخى گرفته بودند گذاشته و ايلچيان
هامش
( 1 ) - كذا فى الاصل . در جاهاى مختلف سفينه اين لغت به شكل « اولك » « الك » - « النگ » آمده است . در هيچيك از فرهنگها و يا مراجع مورد مطالعه اين كلمه يا چيزى نزديك به آنكه بمعنى « به خاك افتادن » در برابر مجسمه بودا و ياشاه باشد به نظر نرسيد . خود سيامىها عملى را كه مولف سفينه توصيف مىنمايد « ماپ گراپ »( Maup gkrap )مىنامند كه از دو كلمه « زانو زدن » و « سجده كردن » تركيب يافته است .
ر ك( Mc Farland . Thai - English Dictionary . Stanford . 1944 . )( 2 ) - در نسخه خطى از قلم افتاده است .
( 3 ) - در متن كبك نوشته شده كه به گنگ( Gong )تصحيح گرديد .
( 4 ) - در سيامىSong Naمأخوذ از فارسى .
( 5 ) - احتمالاThongبراى اطلاع بيشتر ر ك بهChen Duriyanga , Thai Music . The National Culture Institute . Bangkok . 1948 .( 6 ) - شيله يا سيله (Sila) به هندى يك نوع پارچه لباس را گويند .Steingass ; Persian - English Dictionary . ))