در روز معينى تنها پيش پادريان « 1 » رفته اقرار بذنوب خود كرده ايشانرا توبه داده هر يك از ايشانرا بهر وضع كه ميخواهند بقصاص ميرسانند « اعوذ باللّه من شرور انفسهم و من سيات اعمالهم « 2 » هرچند اظهار اين مراتب دخلى درينمقام نداشت نهايت بنابر - آنكه ارباب ايقان را باعث ازدياد شكر نعمت عرفان گردد جرات عرض نمود و من الغرائب يكى آنكه در آنجا دو نفر از لوليان كه بحسن صورت و وضع نسبت بامثال خود امتياز داشتند از سر دنيا گذشته بودند و خود را وقف اصنام نموده بخشنودى ايشان بدون وجه و عوضى راه خيرات را گشوده تصدق پا در هوا بر بتپرستان پريشان مىنمودند « 3 » و منها : ديگر آنكه برهمنى آمده دعوى فالگيرى ميكرد و ايلچيان از راه استهزا او را طلبيده و پارهاى فال گرفته و آن مرد از برگ درخت كه به خط خود پاره چيزها بر آن نوشته در دست داشت از آن حرفها ميزد و چون نزد كمترين آمد بدون تحقيق گفت كه من بهجهت ايلچيان پارهاى فال گرفتم و از ترس راست نگفتم ايلچى شما در جائى كه چهار طرف آب و سبزه باشد درين زودى فوت مىشود و ايلچى سيام را پادشاه آنجا غضب كرده ميگيراند و بهجهت كمترين از مقدماتى كه در شهر ناورو داد گفت اما اينكه علم او از چه بود تحقيق نتوانست نمود . الباقى « العلم عند الله » . « 4 »
هامش
( 1 ) - در دوران صفويه كشيش مسيحى كاتوليك را « پادرى » ميگفتند . اين لغت مأخوذ است از( Padre )اسپانيولى يا پرتغالى كه معنى « پدر » و « پدر روحانى » را دارد در رسم الخط فارسى حرف « ى » براى مكسور ساختن « راء » آخر كلمه به كار رفته است .
( 2 ) -( Confessio )اعتراف بگناهان و كسب مغفرت كه از فروع دين يا امور مقدسه فرقه كاتوليك محسوب مىشود نزد پيروان كليساى پروتستان معمول نيست .
( 3 ) - منظور ديوداسى (Devadasiبنده خدا ) و اشاره به فحشاء مقدس مىباشد . ( ر ك به تعليقات شماره 25 )
( 4 ) - مقايسه كنيد با نوشته فراير درباره زن غيبگوى ترك كه به فرمان سلطان عثمانى از اسلامبول تبعيد و به اصفهان آمده و در آنجا به پيشگوئى و ساحرى مشغول شده و مورد توجه قرار گرفته بوده است .
( صFryer ; A New Account of East India and Persia . London 1698 . 374)