تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
جزء سيوم - در ذكر ايالت حكّام « 1 » ارغونيه . جزء چهارم - در ذكر انتقال ولايت سند بحيطهء تسخير بندگان درگاه و امراء و حكّام كه ازان درگاه بحر است و حكومت اين ولايت مقرر شده‌اند ، تا زمان تحرير اين صحيفه كه موسوم است به ( تاريخ سند ) و اللّه المستعان و عليه « 2 » التكلان . سپاس و ستايش « 3 » مالك الملكى را كه بمقتضاء حكمت شاملهء خود نظام مهام عالم و انتظام امور بنى آدم بوجود سلاطين عدالت آئين منوط و مربوط گردانيد و كلام صدق انجام « لولا السلطان لأكل النّاس بعضهم بعضا » مؤيّد اين معنى است ، لمؤلفه مثنوى « 4 » :
خداوندى كه بى شبه است و مانند * بقدرت بر خداوندان خداوند
خداوندى كه او را نيست همتا ( f . 2 a ) * گوا بر هستئى او جمله اشيا
نظام مملكت از خسروان داد * ز عدل خسروان زيب جهان داد
نباشند ار بدوران پادشاهان * شود از حادثات اين دهر ويران
و صلوات زاكيات و تحيّات ناميات بر سيد كائنات كه رفعت لواء نبوتش از فحواى « كنت « 5 » نبيّا و آدم بين الماء و الطين » پيداست ، و رايت بلند آيت « 6 » رسالتش از مقتضاى «
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ
» هويدا ، صلى اللّه عليه و آله و اصحابه اجمعين و التابعين لهم باحسان « 7 » الى يوم الدين ، لمؤلفه « 8 » مثنوى :
محمد گر نخست آمد وجودش * جهان موجود از فيضان « 9 » جودش
چنان بگرفت گردون را بشوكت * كه بر چرخ برين زد پنج نوبت
هامش
( 1 ) م ندارد : حكام ( 2 ) م : إليه ( 3 ) م : « بى قياس » بجاى « و ستايش » ( 4 ) م : شعر ( 5 ) ف ندارد : از فحواى كنت ( 6 ) ف ندارد : و رايت بلند آيت ( 7 ) م ندارد : باحسان ( 8 ) م ندارد : لمولفه ( 9 ) ح م : « شد از فيض » بجاى « از فيضان »