بر سر پاتر رفته با مردم ميرزا جانى بيگ جنگ كردند . مردم خوب ميرزا جانى بيگ مثل سلطان محمود خان برندق و كوچك بن سبحانقلى و عبداللّه كانجرجه دران جنگ (
a
186 .
f
) كشته شدند . و رستم پدر دستم « 1 » بدست آمده ، و نسيم فتح بر پرچم علم محمد صادق خان وزيدن گرفت . و چون مشار اليه عزيمت فرمود ، سبحانقلى ارغون كه سردار لشكر ميرزا بود در كنار آب قلعه ساخته ادوات و آلات حرب آراسته نموده ، غراب و كشتى بسيار در ته قلعه جمع نمود . چون لشكر محمد صادق خان به آنجا رسيد مشار اليه در غراب بجنگ برآمد . و دران دفعه نيز شكست بر لشكر ارغون واقع شد . سبحانقلى زنده بدست آمد « 2 » ، و جمعى مقتول و مجروح گشتند . و دوازده غراب نيز بدست آمده « 3 »
محمد صادق خان ازين فتوحات خوشدل شده قلعهء سيوستان را محاصره نمود . و چون مدتى از محاصره برآمد نقب عظيم فرو كندند ، چنان كه دروازه و فصيل پيش قلعه را برداشت . و محمد صادق خان حكم كرده بود كه هيچ كس بى رخصت من بقلعه در نيايد . بعد از انكه دخان و بخار دفع شد ، اهل قلعه دست بدست ديوارى كشيده دست بتوب و تفك « 4 » نمودند ، و جماعه كه به زور بازو « 5 » بر سطح بام و دالان دروازه در هوا « 6 » شده بودند بر زمين آمده (
f
. 186
b
) آسيبى بدانها نرسيده بود . درين اثنا ميرزا جانى بيگ با لشكر بر و بحر در برابر مهران كه شش گروهى سهوانست آمد . محمد صادق خان ترك محاصره داده متوجه جنگ ميرزا جانى بيگ گشت . و چون در محاذى كوه لكى رسيدند ، غرابهاى ميرزا جانى بيگ را در برابر اردوى محمد صادق خان آورده توب و تفك سر دادند . و بعد از چند روز دران برابر بوده در محاربه مىكوشيدند ، كه دران اثنا فرمان پادشاهى رسيد كه ميرزا جانى بيگ
هامش
( 1 ) ر : و رستم به زور و ستم
( 2 ) م : افتاد
( 3 ) م ندارد : و جمعى مقتول الخ
( 4 ) ح ف م : تفنگ
( 5 ) د ف : زور دار و ؛ ر : برادر و سطح
( 6 ) ف : به هوا