3 - ذكر مولانا عبدالرحمن « 1 » : در علوم نقليه بىنظير است . و اوقات سعادت آيات را به افادهء علوم دينيه صرف نموده .
4 - ذكر مولانا كريم الدين « 2 » : جامع فضايل و كمالات است ، و بزهد و تقوى مزين و محلى .
5 - ذكر مولانا عبد الخالق كيلانى : از ارشد تلامذهء مولانا العلامى مولانا عبداللّه يزدى است . و در اوائل حال سنه اثنى « 3 » و سبعين و تسعمايه از راه قندهار به بهكر آمد ، و در منزل كاتب مدتى بدرس مشغول بود .
و در اندك مدت فرصت عزيمت سفر تهته مصمم نموده « 4 » شيخ ميرك به خدمت مخدومى « 5 » مشرف گشته ، چند سال در منزل ايشان سكونت فرموده به تدريس علوم « 6 » مشغول شد « 7 » . و اكثرى فضلاى تهته به تلمذ ايشان شرف (
a
162 .
f
) انتظام يافته ، در اندك فرصت بر مطالب علمى كامياب گشته ، از اقران زمان خود سر آمد شدند . و در اواخر سنه « 8 » . . . . . بجانب دكن توجه نموده در همان ديار از مشاهير روزگار گشت و علم عزيمت بعالم آخرت برافراخت .
و از شاگردان رشيد ايشان قاضى محمود در تهته است . و تعريف قاضى مذكور [ بسيار چه بايد كرد ، كه مراتب فضل دانش ايشان از تعريف و توصيف مستغنى است ] « 9 » .
6 - ذكر مولانا يوسف : بغايت متدين و پرهيزگار است ، و در فنون علوم شرعيه عديل ندارد .
7 - ذكر مخدوم فضل اللّه : به زيور علوم و اقسام فنون علم و حليهء عمل و تقوى مزين و محلى بوده ، و همواره بدرس علوم دينى اشتغال داشته .
وفات مومى اليه در سنه « 10 » . . . . . بود .
هامش
( 1 ) ر : عبدالرحيم
( 2 ) ح ف : مولانا جلال الدين
( 3 ) بايد « اثنتين » باشد
( 4 ) ح زياد دارد : مير كلان
( 5 ) كذا فى الاصل . بايد « به خدمت مخدوم شيخ ميرك » باشد
( 6 ) ح م : علوم معقول و منقول
( 7 ) م : مشغولى مىنمودند ؛ ح : مشغول مىبودند
( 8 ) كذا فى جميع النسخ
( 9 ) ح : محتاج به بيان نيست
( 10 ) د اينجا بياض دارد ؛ و ح اينجا كلمهء « مذكور » دارد