ابو الخير كه صاحب حالت و فضيلت بوده رحل اقامت در بهكر انداخته .
و قاضى « 1 » بزهد و تقوى آراسته بود ، و به صحبت بزرگانى بسيارى رسيده .
و از اهل مكاشفه (
a
150 .
f
) بود . هميشه بوظائف و طاعات و عبادات اوقات شريف خود را مصروف مىنمود ، و در علم تفسير و حديث دخل وافر داشت ، و از چند جا علم تحصيل نموده بود ، و در جزئيات فرائض بسيار دخل داشت . اكثر اوقات را باداى طاعات و عبادات مصروف مىداشت « 2 » .
نسبت او « 3 » از جانب پدر به دو واسطه در ميان به قاضن مىرسد به اين طريق : قاضن بن ابو سعيد بن قاضى زينالدين بن قاضى قاضن . بانواع فضائل علمى آراسته بود . قرآن مجيد و فرقان حميد ياد داشت « 4 » . و قراءت و تجويد نيكو مىدانسته « 5 » . و در علم حديث و تفسير و اصول و فقه و تصوف و علم آلت « 6 » دخل وافر داشت « 7 » . و در انشاء مستثنى عصر بود « 8 » ، و سياق را نيز « 9 » ميدانست « 10 » . و در وادئ سلوك رياضت بسيار كشيده بود « 11 » ، و به زيارت حرمين شريفين « 12 » فائز گرديده . سير و سفر بسيار كرده بود .
و در سلك مريدان و معتقدان سيد محمد جونپورى كه به ميران مهدى مشهور است انتظام داشته . ازين رهگذر علماء شريعت طعن او مىكردند . بعد فوت شاه بيگ ازين (
f
. 150
b
) مرحلهء فانى منظور نظر عاطفت اثر ميرزا شاه حسن گشته ، بلوازم قضاء بلدهء فاخرهء بهكر و نواحىء آن قيام نمود ؛ و در فيصل قضاياى شرعيه كه به خدمت او مرافعه مىكردند ، كمال احتياط و امانت
هامش
( 1 ) راجع نمره ( 11 ) ص 200 .
( 2 ) تمام اين جمله در آخر احوال مخدوم ركن الدين مذكور است و به او هيچ تعلق ندارد . اما نسخهء ح در اول احوال قاضى قاضن آورده است و شايد نسبت بقاضى ابو الخير دارد
( 3 ) يعنى قاضى قاضن
( 4 ) م : حفظ قرآن داشت
( 5 ) م : و علم قراءت را نيكو مىدانسته
( 6 ) م : عزيمت
( 7 ) م : بهره كامل داشته
( 8 ) ر : در انشاء پردازى مستغنى بود
( 9 ) ر : نيكو
( 10 ) ر زياد دارد : و در عزيمت بهره كامل داشت
( 11 ) ح : كرده
( 12 ) ر زياد دارد : زادهما اللّه شرفا و تعظيما