تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
خود بدار السلطنة هرات بود ، همواره به مجلس علما مىرسيده ، و در هفته دو نوبت علما را به منزل مىطلبيده . و از نتائج طبع شريفش شرح كافيه و حاشيه شرح مطالع و حاشيه شرح فرائض مىرسيد شريف ، و حاشيهء بعضى رسائل ديگر نيز ميان مردم مشهور است .

ذكر غرائب « 1 » سيوى

از غرائب اين ديار يكى آنست كه در جانب قطب رويه سيوى گنبدى نمايان مىشود كه آن را به زبان سندى مار و كهير « 2 » مىگويند . و چون آنجا مردم مىروند چيزى به نظر نمىآيد . چنانچه سلطان (
f
. 93
a
) محمود بهكرى يك بار دو سه هزار كس جمع كرده دست بدست بر سر آن كوهها رفت . هيچ چيز نمايان نه شد ، و گنبد را نيافتند . و مىگويند كه طلسمى است كه پيشينيان ساخته‌اند و دران گنجى مدفونست . وقتى درويشى آنجا رسيده از انجا چيزى بدست آورده بود . بعد ازان مردم بسيار به اين اميد آنجا رفتند و چيزى نيافتند . و قلعهء سيوى در دامن كوهچه واقع است . همه سنگهاى او مدور و ملساست . هر چند زمين را مىكاوند همچنين سنگها بر مىآيد . و در كور زمين « 3 » و چهتر كه از مضافات سيوى است نهال پنبه آنجا برابر درخت كنار مىشود ، چنانچه مردم سوار شده پنبه مىچينند . و در هر درخت پنبه مار برابر يك وجب تا صد و دويست مىباشند . و چون مردم آنجا مىخواهند پنبه به چينند ، آن درختان را به چوب مىافشانند ، و ماران را دور مىكنند و پنبه مىچينند . و اگر كسى را آن مار گزيد فى الحال آنجا را به استره زخمها مىزنند . پس آن را شخصى چوشيده زهر آن را مىپرتابد « 4 » ، و الا هلاك مىشود .
هامش
( 1 ) ف م : غرايبات ( 2 ) ف : مار و كهيرى ؛ م : مار و كيرى ؛ ح ر س : مار و كرى ( 3 ) م : زمين كور ، و در اصل « كيهر » ( 4 ) م : برخى بربايد ؛ ر : برخى برتابد ؛ ح : برآرد