و شاه بيگ در اواخر سنه اربع و عشرين و تسعمايه استعداد لشكر كرده عزيمت تهته فرمود .
آوردهاند كه چون شاه بيگ در منزل فتحپور و گنجابه ساختگئ لشكر نمود ، مردم بسيار بر وى جمع آمدند . بيگ على ميرزا و سلطان على ارغون و زينكه ترخان را با جمعى به « 1 » محافظت قلعه و عيال در شال تعين فرمود .
و سلطان محمود برادر شاه محمود را در سيوى و برخى ديگر را در فتحپور و گنجابه گذاشت . و از بهادران لشكر خود دويست و چهل سوار بهمراهئ مير فاضل كوكلتاش پيشتر فرستاده روى به راه آورد . و بعد از وصول به ديار سند چون از موضع باغبانان عبور كردند ، دران زمان لشكر سمه در موضع تلهتى كه سه چهار گروه از سيوستان است با محمود ( خان ) و متن خان ولد دريا خان جمع شده داعيهء جنگ و پيكار نمودند . و چون شاه بيگ بموضع باغبانان نزول فرمود « 2 » ، ملكان باغبانان بملازمت شتافته بجان و مال (
f
. 81
b
) بخدمتگارى كوشيده منظور نظر عاطفت گشتند . و مطمح نظر شاه بيگ آن بود كه باقى مردم اين ديار بى تعرض جنگ و جدال عازم استقبال گشته بملازمت رسيده اطاعت و انقياد نمايند . آن مردم در مقام سركشى و استقلال كوشيده از ملازمت ابا ورزيدند .
آخر الأمر شاه بيگ از راه كوه لكى بجانب تهته عزم نموده كوچ بكوچ روانه گرديد . و بر كنار خانواه سه گروهى جنوبئ بلدهء تهته نزول نمود . و دران ايام بيشتر دريا از جانب شمالئ « 3 » تهته جارى مىبود .
بنا بران چند روز توقف نموده متأمل بودند كه ازين دريا بچه كيفيت عبور نمايند . ناگاه خركارهء از پاياب گذشته بدين جانب مىآمد . مردم چوكى او را گرفته تهديد كردند . او راه بنمود . عبد الرحمن دولتشاهى اسب
هامش
( 1 ) ف : بجهة
( 2 ) ف م : نمود
( 3 ) م ندارد : بلدهء تهته . . . شمالى