سيستان را تاخته در موضع اوق رايت اقامت بر افراخت . و چون اين خبر بسمع ذو النون رسيد باتفاق ولد ارشد خود شاه بيگ روى به طرف معسكر ميرزا ابن حسين آورد ، و در طى مسافت مسارعت نموده صباحى كه هنوز ابن حسين ميرزا در خواب (
b
68 .
f
) بود و لشكريانش متفرق « 1 » ، امير ذو النون بنواحئ اوق رسيد . و ميرزا خبر يافته با قريب سيصد هزار سوار كه دران زمان در آستان دولت نشان حاضر بودند ، متوجه امير ذو النون گشت . و ازان جانب مير فاضل كوكلتاش با عم خود عاقلاتكه كه منقلاى لشكر ارغونيان بود در برابر ابن حسين ميرزا صف قتال آراست . مبارزان جانبين دست باستعمال تير و كمان و سيف و سنان بردند . مقارن اين حال از يك طرف مير ذو النون با جمعى كثير از قوم ترخان و ارغون ، و از جانب ديگر شاه بيگ با جمعى از مردم يكه و تكدر و هزاره ، و از عقب باقر ارغون و ملك على « 2 » ولد سلطان على ارغون و سلطان بيگ بيكبار با لشكر سيستان بمعركه رسيدند و ابن حسين ميرزا را در ميان گرفتند . و ميرزا ساعتى بمحاربه اقدام نموده در همان اثنا از دست مير فاضل بيگ كوكلتاش به زخم نيزه مجروح گشت . لا جرم عنان فرار بصوب هرات تافت ، و امير ذو النون از تعاقب ميرزا مردم خود را مانع آمده نگذاشت كه اورغ « 3 » و لشكريان ديگر را كسى تعرض نمايد . و امير ذو النون بعد از فتح مراجعت نموده به سيستان (
a
69 .
f
) شتافت ، و برادر خود مير سلطان على را ملاقات نموده در سنه سبع و تسعمايه به قندهار مراجعت نمود .
گفتار در بيان تسخير نمودن ميرزا محمد مقيم ولد امير ذو النون كابل را و بعضى از حوادث آن
چون ثبات و دوام خاصهء ذات بيچون و قادر كن فيكون است ،
هامش
( 1 ) م زياد دارد : بودند
( 2 ) ح م : بيگ على
( 3 ) ر ندارد : اورغ ؛ س : اوزغ