كلمهء « الصلح خير » مطمح نظر فرخنده اثر گردانيده . فرمان ايالت سيستان و فراه بنام بديع الزمان شرف نفاذ يافت ، و منشور موفور السرور را امير شيخ على طغائى بميرزا رسانيد . و ميرزا بديع الزمان از غور به سيستان توجه نمود . و اين واقعه در اواخر صفر سنه اربع و تسعمايه بود .
ذكر نهضت بديع الزمان ميرزا بعزم دار السلطنت هرات
دران اوقات كه خاقان منصور بصوب استرآباد عنان يكران را انعطاف داد ، بديع الزمان ميرزا از (
f
. 65
b
) سيستان و امير ذو النون ارغون از زمين داور به ييلاق « 1 » غور آمدند ، و خيال تسخير ولايت خراسان كرده سپاه هزاره و تكدرى و قبچاق را مجتمع گردانيدند . و بعد از مشورة با جنود نامعدود بولايت هرات بشتافتند ، و از مراعى و مواشئ امرا و اركان و دولت خاقانى هر چه يافتند تصرف كردند ، و از انجا متوجه دار السلطنت هرات گشتند . و از شيوع اين اخبار امير نظام الدين عليشير و ساير امرا كه دران بلدهء فاخره حاضر بودند در بحر اضطراب افتادند ، و برج و بارهء شهر را مضبوط ساخته و مردم بلوكات را بقلعه در آورده بر تحصن قرار دادند . و چون بديع الزمان ميرزا بقصبهء ادسيه « 2 » رسيد ، امير ذو النون ارغون برسم منقلاى پيشتر متوجه گرديد ؛ و بعضى از مردم بلوكات كه در باغات خود مانده بودند چون امير ذو النون را با لشكر بسيار ديدند ، ملاحظهء تمام نموده پيشكش و ساورى به قدر حال كشيدند ، و گفتند : مناسب نمىبينيم كه شما اين چنين پيش رويد ، چرا كه محمد معصوم ميرزا از جانب ججكتو و محمد ولى بيگ از اندخود و سيد عبد اللّه ميرزا داماد و عبد الباقى (
f
. 66
a
) ميرزا و امير بابا على « 3 » و پسران خواجه افضل با چند هزار سوار مكمل مجتمع گشته در ركاب شاهزاده محمد معصوم ميرزا
هامش
( 1 ) م : سيلاف ؛ س : سيلان
( 2 ) ح : او به ؛ ف : اديسه ؛ م ر س : ادميه
( 3 ) م : بابا مير على