شده بود . و انر نام شخصى از طائفهء سمه بود و آثار (
b
42 .
f
) رشد از جبين او هويدا بود . و اعيان ملك خفيه در وقت سحر جميع بدرون خانهء او بالاتفاق شده بمشورة يكدگر ارميل را بقتل رسانيدند « 1 » و سر او را بدروازهء شهر آويختند ، و به اجماع مردم انر را بر تخت سلطنت اجلاس دادند .
ذكر جام انر بن بابنيه
باتفاق امراء حاكم مستقل شد ، و خلق كثير گرد وى جمع آمدند . و او به جمعيت تمام عازم تسخير سيوستان شده با ملك رتن كه از اعمال سلاطين ترك بود در حوالئ سيوستان رسيده ميدان مقابله و مقاتله بياراست . ملك رتن نيز با لشكر آراسته از قلعه بر آمده به جنگ « 2 » گاه حاضر آمده آتش محاربه بر افروخت ، و جام انر در جنگ اول منهزم شد . و بار ديگر به امداد برادران جمعيت نموده بكارزار آمد و ملك رتن در تاختن اسب بسر در آمده از اسب جدا شد و بر زمين افتاد . جام انر سر او را از تنش جدا كرد و قلعهء سيوستان را متصرف گشت . ملك فيروز و عليشاه ترك كه در نواحئ بهكر بودند ، به او مكتوبى نوشتند كه اين دليرى لائق نبود و حالا استعداد لشكر پادشاهى نموده « 3 » پاى مردانگى در ميدان استقامت ثابت گرداند « 4 » . او ازين سخنان (
f
. 43
a
) متاثر گشته عزيمت تهرى نمود ، و در همان ايام مريض گشته بعالم آخرت شتافت . ايام حكومتش سه سال و شش ماه بود .
و بعضى بر آنند كه چون جام انر فتح سيوستان نموده مراجعت كرد ، شبى بساط عشرت گسترده بشرب مشغول بود . درين اثنا خبر آمده كه جمعى از باغيان رسيدند . كاهه بن تماچى كه وكيل او بود ، او را بدفع اهل بغى نامزد فرمود « 5 » . چون او به جمعى ايلغار كرده به آن مردم رسيد مست
هامش
( 1 ) د ف م : جمعى بدرون خانه ارميل در آمده او را بقتل رسانيدند . و ما عبارت ر اختيار كردهايم .
( 2 ) ف : خيل
( 3 ) م : بايد نمود و
( 4 ) م : بايد گردانيد
( 5 ) ف : نمود