در آن هنگام با اسعد الدوله و ساير اعضا كميسيون در بلوچستان به امر تعيين مرزهاى رسمى مشغول بودند .
( 309 ) - به احتمال قوى منظور سردار قادر بخش از سركردگان بلوچ است . به سند شمارهء 49 مراجعه فرمائيد .
( 310 ) - منظور شايعهء عزل فرمانفرماست .
( 311 ) - به نقد - فعلا ، در حال حاضر .
( 312 ) - منطقهء سرباز از محال بلوچستان اينك از توابع ايرانشهر .
( 313 ) - قصرقند و كوچه و چابهار از محال مكران - جنوب بلوچستان - مىباشند . قصرقند در شمال چابهار اينك از بخشهاى تابع شهرستان چابهار است و كوچه نيز از توابع بخش دشتيارى شهرستان چابهار مىباشد .
( 314 ) - منظور سردار حسين خان ناروئى پسر محمد على خان ناروئى ، سردار و رئيس وقت طايفهء ناروئى و شيرانى در منطقهء بنت و فنوج است كه پس از رهبرى طغيان سالهاى 1307 - 1306 ( بلواى ابو الفتح خانى ) توسط ناصر الدوله فرمانفرما به زندان افكنده شد و سپس در 1311 در حكومت صاحبديوان آزاد گرديد و مجددا در حكومت عبد الحسين ميرزا فرمانفرما مورد توجه و عنايت حكومت قرار گرفته و اغلب عمل ضابطى و حكومت مناطقى از مكران به او واگذار مىشد . سردار حسين خان پس از قتل ناصر الدين شاه در 1313 مجددا به خيال طغيان افتاده و طوائف بلوچ را به سرپيچى از حكومت تحريك و تشويق نمود ، امّا پس از برقرارى مجدد سلطهء حكومت به تدريج به نفع پسر خود از كارها كناره گرفت .
( 315 ) - اسفند
( Esfand )
: از آباديهاى واقع در دهستان فنوج بخش بمپور ، شهرستان ايرانشهر .
( 316 ) - سردار سعيد خان پسر سردار حسين خان ناروئى كه در زمان حيات پدر تدريجا مقام وى را بعنوان سردار طايفهء شيرانى در بنت و فنوج برعهده گرفت . سردار سعيد خان به دنبال ناآراميهائى كه در جريان انقلاب مشروطيت در تمام نقاط مملكت پديد آمد ، از طرف محمد خان اسعد الدوله فرزند ارشد زين العابدين خان اسعد الدوله كه در آن هنگام حكومت بلوچستان را داشت ، همراه با سردار بهرام خان باركزايى ، به نيابت حكومت انتخاب شد ، و اسعد الدولهء دوم پس از آنكه درخواستهاى مكررش براى ارسال اسلحه و تجهيزات جهت اسكات بلوچستان از سوى دولت بىجواب ماند ، بلوچستان را به دو نايب خود واگذارد و به بم رفت كه البته در اين عمل وى نبايد اختلافات داخلى خوانين بم و كرمان و مخصوصا اختلافات محمد خان اسعد الدولهء دوم با عدل السلطنهء اسفنديارى - سردار نصرت بعدى - نايب الاياله و رئيس قشون وقت ايالت كرمان و بلوچستان را ناديده گرفت . بهرحال پس از اين جريان سردار سعيد خان و سردار بهرام خان علم استقلال در بلوچستان برافراشتند ، و عدل السلطنهء اسفنديارى كه براى سركوب آنها به بلوچستان رفت ، از بهرام خان باركزايى شكست خورد ، امّا سردار سعيد خان به وى كمك نمود تا جان سالم از بلوچستان بدر برده و به كرمان بازگردد . سردار سعيد خان در 1333 ه . ق . درگذشت .
( 317 ) - اصل : پاستمن . پاسمن رئيس كل تلگراف خليج كه سايكس او را اين گونه معرفى مىكند : « در كراچى از مستر پوسمن ، رئيس كل تلگراف خليج كه مأمور نيمرسمى سياسى مكران است و تحت نظر نمايندهء سياسى مقيم بوشهر انجام وظيفه مىكند ، شنيدم . . . » ( سفرنامهء سايكس ، ص 122 ) .
( 318 ) - دشتيارى : منطقهاى در مكران كه از شمال به سراوان از غرب به مناطق نيكشهر ( گه سابق ) و لاشار ، از جنوب به چابهار و از شرق به بلوچستان پاكستان محدود است از توابع شهرستان چابهار .
( 319 ) - چون مركز و كرسىنشين ايالت بلوچستان سالهاى متمادى بمپور بوده است ، به علت طول مدت حكومت و در نتيجه اقامت در بمپور و بلوچستان اين اشتباه به كرّات براى مأمورين انگليسى و گاهى نيز براى نويسندگان ايرانى كه منبع شناختشان نوشتههاى همان مأمورين انگليسى است . هم در مورد ابراهيم خان سعد الدوله و هم در مورد زين العابدين خان اسعد الدوله پيش آمده است كه آنها را بلوچ يا اهل بمپور تصور كردهاند . اعتماد السلطنه نيز در مواردى ابراهيم خان سعد الدوله را با نام ابراهيم خان بلوچ و ابراهيم خان سرهنگ بلوچ ياد نموده است . به عنوان نمونه به ص 74 الماثر و الاثار و نيز ص 1865 ج 3 تاريخ منتظم ناصرى رجوع فرمائيد .
( 320 ) - با توجه به تاريخ اين گزارش و اعتراض جنرال كنسول انگلستان در بوشهر يعنى چهارم ژانويه 1896