خاندان اسكاتلندى رمزى (
( Ramsay
، در 1834 وارد مجلس لردهاى انگلستان شد و در 1847 در سى و پنج سالگى به سمت فرمانفرماى كل هندوستان منصوب گرديد - جوانترين فردى كه در تاريخ حكومت انگليس بر هند به اين سمت دست يافت . وى تا 1856 در آن سمت باقى بود و در طى آن مدّت مناطق پنجاب ، پگو ، برمهء سفلى ، و مناطقى ديگر را ضميمهء خاك هند انگليس نمود .
( 150 ) - افغانستان در مسير تاريخ ، ص 432 .
( 151 ) - اميركبير و ايران ، ص 237 .
( 152 ) - همان ، فصل هشتم .
( 153 ) - همان ، ص 249 .
( 154 ) - از آنجا كه اصل طايفهء نارويى از حدود شرق سيستان به بلوچستان آمده بودند ، خوانين اين طايفه را گاهى سيستانى نيز مىخواندند .
( 155 ) - اميركبير و ايران ، ص 250 ، به نقل از شمارهء 2 وقايع اتفاقيه .
( 156 ) - همان ، صص 250 - 251 .
( 157 ) - همان ، ص 251 ، به نقل از شمارهء 6 وقايع اتفاقيه .
( 158 ) - همان ، ص 614 ، به نقل از نامهء محرمانهء پالمرستون به شيل ، 11 اكتبر 1851 ، اسناد وزارت خارجهء انگلستان .
( 159 ) - همان ، ص 614 .
( 160 ) - همان ، ص 615 .
( 161 ) - همان ، صص 616 - 617 .
( 162 ) - همان ، صص 617 - 618 ، به نقل از اسناد وزارت خارجهء انگلستان .
( 163 ) - همان ، ص 619 .
( 164 ) - همان ، ص 621 .
( 165 ) - همان ، ص 623 .
( 166 ) - اميركبير و ايران ، ص 623 .
( 167 ) - همان ، ص 627 ، به نقل از اسناد وزارت خارجهء انگليس .
( 168 ) - حاج فرهاد ميرزا معتمد الدوله ( 1305 - 1233 ه . ق . ) پسر پانزدهم عباس ميرزا نايب السلطنه از شاهزادگان دانشمند ، كاردان و لايق قاجارى بود . اين شاهزاده روابط بسيار نزديكى با سفارت انگليس در تهران داشت و در دو مورد - در 1268 هجرى و در 1271 - كه مورد بىمهرى و خشم ناصر الدين شاه قرار گرفته بود به سفارت انگليس در تهران پناهنده شد و در هردو مورد وزيرمختار وقت - شيل - و كاردار وقت سفارت - تيلور تامسون - علنا و رسما به حمايت ازو برخاستند . در 1271 مسئلهء پناهندگى شاهزاده به سفارت و حمايت رسمى و علنى تامسون از وى روابط دولت ايران را با سفارت تا بدان حد وخيم ساخت كه نزديك بود كار به قطع روابط بكشد ، تا آنكه در هيجدهم ربيع الثانى ميرزا آقا خان نورى صدراعظم طى نامهاى رسمى به تامسون اطلاع داد كه به دنبال عفو شاهزاده از جانب شاه ، فرهاد ميرزا شب قبل به ميل خود سفارت را ترك نموده است . هرچند كه دولت ايران به طور رسمى علت اختلاف بين ناصر الدين شاه و عمويش را عمل شاهزاده در ترك خودسرانه و بىاجازهء طالقان ، محل حكومتش و ورود بىاجازه به تهران و سپس از بيم مجازات ، پناهنده شدن به سفارت بيگانه ذكر نمود ، امّا از خلال يكى از نامههاى ميرزا آقا خان به تامسون در اين مورد ، مىتوان به علت اصلى اختلاف شاه با شاهزاده پىبرد . ميرزا آقا خان مىنويسد : « . . . رابعا : خود آن جناب اطلاع دارند كه اعليحضرت همايون شهريارى بودن او را در دار الخلافه به جهات عديده ، كه يكى از آن همدستى با نواب عباس ميرزا [ منظور عباس ميرزا ملك را ، برادر كوچكتر ناصر الدين شاه است كه شاه نسبت به مقاصد وى در مورد سلطنت شديدا بدگمان بود و اين امر كه مورد بهرهبردارى سياستهاى بيگانه قرار گرفت و در بدبين