احاديث و روايات و حكايات آن در كتاب ينبوع الاسرار نيز ديده مىشود و حتى گاهى برخى از عبارات نغز و دلاويز آن بعينه در اين كتاب نقل شده « 1 » ، و اين عجبى نيست كه هر دو كتاب اثر قلم سحرآميز يكى است و نتيجه طبع وقّاد و زاييدهء افكار يك نويسنده مىباشد . تأليف جواهر الاسرار ظاهرا در اوايل سال 833 ه آغاز شده ، چه مؤلّف خود در شرح دفتر دوم مثنوى مىنويسد : شروع و شرح اين دفتر در رمضان سنهء ثلاث و ثلاثين و ثمانمائه بوده است . « 2 » چلبى ( بنا به نقل آقاى منزوى ) « 3 » جواهر الاسرار را « كنوز الحقائق فى رموز الدّقائق » ناميده است ، و بطلان اين سخن با آنچه از گفتار مؤلّف نقل شد آشكار است و در جاى ديگر آن را با « لبّ لباب مثنوى » درآميخته است و اين نيز خطاست كه لبّ لباب اثرى جدا و مؤلّف آن حسين واعظ كاشفى است ، از مردم سبزوار .
كتاب جواهر الاسرار براى نخستين بار به سال 1312 ه . ق . در هندوستان به طبع رسيده است و اكنون نسخههاى آن بسيار كمياب است « 4 » و جاى آن دارد كه اهل فضل كمتر همّت بر ميان بندند و پس از تنقيح و تصحيحى سزاوار به تجديد طبع آن بپردازند .
ناگفته نماند كه كتاب مذكور تنها شامل شرح سه دفتر اوّل مثنوى است ، ولى به طورى كه از فحواى سخنان مؤلّف برمىآيد « 5 » وى دفتر چهارم را نيز به شرح آورده كه عهدهداران طبع كتاب در هندوستان ، به همهء آن دست نيافتهاند ، و فقط شرح سه دفتر اوّل را كه در دست داشتهاند به طبع رسانيدهاند .
نكته ديگر آنكه ناشران كتاب مذكور مؤلّف كتاب را « حسين بن حسن سبزوارى » شناختهاند « 6 » و اين سهوى است كه حسين بن حسن سبزوارى ظاهرا « همان حسين كاشفى واعظ » است ، نه اين كمال الدّين حسين خوارزمى .
هامش
( 1 ) . از آن جمله است اين عبارت : « . . . آه چكنم كه هر دلى مرغ اين انجير نيست و هر بلبلى را آهنگ اين صفير نيست .ترا به قاف چو هرگز نبوده است گذر * ز ما حكايت عنقا كجا كنى باور »( ر . ك : ص 34 متن )
( 2 ) . ص 296 جواهر الاسرار چاپ سنگى .
( 3 ) . فهرست نسخههاى خطى ص 117 .
( 4 ) . نسخهاى از اين كتاب در اختيار يكى از دوستان فاضل بود كه از روى لطف آن را چند روزى براى مطالعه در اختيار اين ضعيف گذاشت .
( 5 ) . در صفحهء 9 مىنويسد : « چنان كه در دفتر چهارم اين مطلب را مستوفى آوردهام . . . » .
( 6 ) . در صفحهء آخر كتاب اين مطلب آمده است .