خلاف نفس چو نيك و بد وضيع و شريف * و علم و جهل و خداوند كستى و زنّار
چراست آنك خلاف اندر آن كه مايهء اوست * اگر بگويى كندى تو قاعده از بن و بار « 1 »
و گر تفاوتش از روى شخص دانى نيست * حمار چون سر باشد نه سر چنان چو حمار « 1 »
نكرد راست كسى دست را بر آلتها * چو دست سازد هركس هميشه دستافزار ( Ha 76 )
بيت 68 : خشك را فرغار ( ! ) (
Ha
84 )
« 69 : به خشكى هوا (
Ha
84 )
هامش
( 1 ) چنين است در اصل .