و ليكن چو كودك خرد و ضعيف باشد بنام گفتن آن چيز كه بشنود خرسند شود ، و نجويد كاين چيز را فعل چيست و چه كار را شايد ، كه معنى چيز نام حقيقى « 1 » او باشد ؛ و نيز اين پرسيدن كودكان از نام چيزها دليلست بر آنك آدم عليه السّلام نخست بتعليم الهى بر نام چيزها مطّلع شده است ، تا فرزندانش همى نخست نام چيزها جويند ، چنانك خداى تعالى گفت : قوله
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها . »
« 2 » حشويان امّت گفتند خداى تعالى نام همهء چيزهائى كه اندر عالم آفريده بود مر آدم را بياموخت ، تا او بدانستن اين نامها بر فرشتگان فضل يافت ، بدانچ ايشان نام چيزها ندانستند . و اين سخن سخت ركيك و بىمعنى است ، از بهر آنك بدانچ كسى به مثل هليله بيند و بداند كه نام آن هليله است و ديگرى نام آن نداند و گويد نام اين هليله نيست بل اين ( را ) به مثل كلوخ نام است ، مر ايشان را بر يكديگر فضلى نباشد ، هر دو ندانند كه فعل هليله چيست ، و چه كار را شايد ، و زو چند بايد خوردن ؛ و چو يكى بداند كه فعل او چيست و چه كار را شايد و زو چند بايد خوردن و آن ديگر نداند ، مر آن « 3 » دانا را بشناخت فعل هليله بر آن نادان فضل باشد . امّا بنام گفتن چيزها فضل نباشد كسى را بر كسى ، از بهر آنك يك چيز را عرب بنامى « 4 » گويد و ترك بنامى و هند بنامى « 5 » و رومى بنامى و حبشى « 6 » بنامى . و معنى فعل آن چيز كه اين گروهان مر او را بنامهاء مختلف بگويند يكى معنى باشد .
هامش
( 1 ) حقيقى : حقيقتىAرجوع بصفحهء بعد سطر 4 شود
( 2 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 29
( 3 ) مر آن : مرا مر انA( 4 ) عرب بنامى : عرب بنامA( 5 ) بنامى ( چهار بار ) : بناىA( 6 ) حبشى : حبشA