پرش به محتوای اصلی

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحه 196

پدیدآورندگان:

ص۱۹۶
كه ميخوردند طعام را بنگر كه چگونه بيان ميكنم از براى ايشان آيتها را پس بنگر كه چگونه برگردانيده ميشوند ( 75 ) بگو آيا ميترسيد از جز خدا آنچه مالك نميشود از براى شما ضرورى و نه سودى را و خدا اوست شنواى دانا ( 76 ) بگو اى اهل كتاب غلو مكنيد در دينتان بناحق و پيروى مكنيد خواهشهاى جمعى كه بحقيقت گمراه شدند از پيش و گم كردند بسيارى را و گمراه شدند از ميانهء راه ( 77 ) لعنت كرده شدند آنان كه كافر شدند از بنى اسرائيل بر زبان داود و عيسى پسر مريم اين بسبب آنست كه نافرمانى كردند و بودند كه تعدى ميكردند ( 78 ) بودند كه باز نمىايستادند از منكرى كه ميكردند آن را هر آينه بد بود به آنچه بودند كه ميكردند ( 79 ) مىبينى بسيارى از ايشان را كه دوست ميگيرند آنان را كه كافر شدند هر آينه بد است آنچه پيش فرستاده براى ايشان نفسهاشان كه خشم كرد خدا بر ايشان و در عذاب ايشانند جاويدان ( 80 ) و اگر بودند كه ميگرويدند به خدا و پيغمبر و آنچه فرو فرستاده شد به او نميگرفتندشان دوستان و ليكن بسيارى از ايشان نافرمانانند ( 81 ) هر آينه خواهى يافت سخت‌ترين مردمان را در دشمنى از براى آنان كه ايمان آوردند يهود را و آنان كه شرك آوردند و هر آينه خواهى يافت نزديكترينشان را در دوستى از براى آنها كه گرويدند آنان كه گفتند بدرستى كه ما ترسايانيم آن باينست كه از ايشانند كشيشان و صومعه‌نشينان و آنكه آنها سركشى نميكنند ( 82 ) و چون بشنوند آنچه فرو فرستاده شد برسول مىبينى چشمهاشان را كه ميريزد از اشك انده آنچه را شناختند از حق ميگويند اى پروردگار ما گرويديم پس بنويس ما را با شاهدان ( 83 )
آن يهودان نزد پيغمبر شدند * پس به او گفتند از عقل نژند
هيچ بر تورات ايمانى تراست * گفت آرى كآن بود بر حق و راست
پس بگفتند ار تو دارى اتفاق * اندر اين با ما يهودان بىنفاق
اتفاقى نيست ما را با تو هيچ * در هر آن چيزى كه گويى در بسيچ
آمد اين آيت كه با اهل كتاب * گو شما را نيست چيزى بر صواب
نيستيد اعنى كه بر دين صحيح * تا بوقتى كايستيد از دل صريح
حكم آن تورات و هم انجيل را * وانچه در اين دو بود تنزيل را
وان خود ايمان بر رسول آوردنست * هم قبول حكم قرآن كردن است
تا بوقتى كآنچه نازل بر شماست * ز امر و نهى آن را به پا داريد راست
مىكند در اكثرى ز ايشان زياد * آنچه نازل گشته از رب العباد
سركشى و فتنه و كفر و غرور * يعنى از قرآنشان زايد شرور
پس مشو اندوهناك از كافران * نيست راجع فعلشان بر ديگران
ز اهل ايمان وز نصارى و يهود * همچنين از صابئون و اهل حدود
هر كه زينان بر خدا و يوم دين * آرد ايمان هم كند كارى متين
نيست خوفى پس بر ايشان از عقاب * هم نه اندوهى ز فقدان ثواب
هيچ فعلى نيست ضايع نزد حق * زانكه خير از حق بود بر ما خلق
چون كه بگرفتيم ز اسرائيليان * عهد توحيد و نبوت در زمان
يعنى از آباء ايشان كاعتراف * بودشان بر احمد از ايمان صاف
پس بر ايشان فعل آبا حجت است * گر كند انكار ترك طاعت است
هم فرستاديم ما پيغمبران * سوى ايشان بهر تأكيد و نشان
هر رسولى كامد ايشان را ز جود * بر هر آنچه نفسشان مايل نبود
فرقهء را چون محمد « ص » يا مسيح * در زمان كردند تكذيب صريح