يافت عزت آنكه يارى از تو جست * ديد ذلت آنكه خودبين گشت و سست
هر كه را دانى بعزت قابلش * در ولاى خود كنى صاحبدلش
ظاهر و باطن عزيز از حق شود * وانكه خودبين خوار و بيرونق شود
پس بذلت در خور آمد از وجود * مقتضى بود آنچه آمد در نمود
هست بر وفق اراده و مشيتت * عزت و ذلت بدست قدرتت
قادرى بر منع و بر اعطا تمام * بر هر آنچه آيد از هستى بنام
منع و اعطا قبض و بسط و خفض و رفع * رنج و راحت موت و احيا ضر و نفع
اندر اشيا برقرار از واجب است * كو بفعل خود بر اشيا غالب است
در بهاران از نسيم فرودين * باغها شد پر شكوفه و ياسمين
شد چو نوبت باز باد بهمنش * كند آن كسوت بخوارى از تنش
تا لباس عزت اندر نوبهار * بعد ذلت پوشد او را كردگار
همچنين در هر مقام اين درد و صاف * هست اندر جام گيتى بگزاف
درد هم صافست اندر جاى خود * شب بود تاريك اما نيست بد
شب مبين كز وى جهان پر ظلمت است * در نهادش صد هزاران حكمت است
سر آن دانى تو اى پروردگار * كآفريدى ليل و آوردى نهار
روز را آرى بشب شب را بروز * حى ز ميّت ميت از حى در رموز
آورى از نطفه آدم را برون * نطفه را هم ز آدمىّ ذى شئون
رزق روحانى بجنّت از صواب * ميدهى بر هر كه خواهى بيحساب
روز فتح مكه از پروردگار * آمد اين آيت بر آن فخر كبار
يا بروز جفر خندق در خبر * هست كآمد بر رسول از دادگر
گفت روم و فارس زين پس باليقين * فتح خواهد شد بدست مسلمين
مشركان گفتند تازه در سر او * فكر روم و فارس دارد آرزو
نيست او را مكه كافى در گشاد * دارد اندر دل تمناى بلاد
با تنى چند از مساكين عرب * فتح روم و فارس نتوان بىسبب
آمد اين آيت كه ملكست از خداى * ميدهد بر هر كه خواهد از رضاى
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 28 تا 30 ]
لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ( 28 ) قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 29 ) يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ ( 30 )
بايد نگيرند گروگان كافران را دوستان از جز گروندگان و آنكه مىكند آن را پس نيست از خدا در چيزى مگر آنكه بپرهيزيد از ايشان پرهيز كردنى و ميترساند شما را خدا از خود و بسوى خداست بازگشت ( 28 )
بگو اگر پنهان داريد آنچه در سينههاى شماست يا آشكار كنيد آن را ميداندش خدا و ميداند آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و خدا بر همه چيزى تواناست ( 29 )
روزى كه مىيابد هر تنى آنچه را كرده از خوبى حاضر كرده و آنچه را كرده از بدى آرزو مىكند كه كارش بود ميانه آن و ميانه او مسافتى دور و ميترساند شما را خدا از خود و خدا مهربانست به بندگان ( 30 )
مؤمنان كفار را بر خويش دوست * مىنگيرند اين نه اندر دين نكوست
آنكه در دين مر شما را نيست يار * دوستى با او بود دور از شعار
دوستى با غير مؤمن نارواست * كو در آئين و عمل دور از شماست
انگبينى كو بزهر آلوده است * گر خورد كس دشمن خود بوده است
هر كه كرد اين از خدا بيگانه است * نيستش چيزى ز دين ديوانه است
از ولاى حق ندارد بهره او * اين كند با حق كسى غير از عدو
يار دل شو نفس خونى را بهل * گردى از آن رو سفيد از اين خجل
لذت نفس است مانند سراب * ميبرد بر خشك تپهت نى بر آب
مينمايد چون سرابت شاديى * زار ميرى پس ميان واديى
زاغ را گيرى گذارى باز را * يار خوانى نفس حيلت ساز را
سوى گورستان برد زاغ از رهت * باز بكشد جانب شاهنشهت
زنده كى با مرده هرگز يار شد * جز مگر وقتى كه خود مردار شد
مردگان با هم بگورستان خوشند * مهوشان زنده يار مهوشند
زندهاى از مرده گر جويد فلاح * يا شود يار از تقيه است و صلاح
مؤمن ار مغلوب و كافر غالب است * عيب نبود بل تقيه واجب است
گو كنيد ار ظاهر از پنهان خدا * داند آنچه باشد اندر سينهها
مىبترساند شما را حق ز خود * هم بر او برگشت خلق از نيك و بد
نفسها يابند در يوم النشور * آنچه كردند از نكويى در حضور
هم بداند آنچه در ارض و سماست * هم بهر چيزى توانا ز اقتضا است
دوست دارد بين او و اعمال بد * فرق باشد تا نيايد در عدد
همچنين اعمال بد كان ظاهر است * پيش روى او يكا يك حاضر است
ميدهد حق بيمتان از خويشتن * تا بدانيد اين يقين خواهد شدن
آن عملها جمله باشد پيش رو * مينمايد بعد آن را آرزو
چون رءوفست او بهر جا بر عباد * نيست انذارش جز از لطف و و داد
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 31 تا 34 ]
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 31 ) قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ ( 32 ) إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ( 33 ) ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 34 )
بگو اگر هستيد كه دوست داريد خدا را پس پيروى كنيد مرا تا دوست دارد شما را خدا و بيامرزد براى شما گناهان شما را و خداست آمرزندهء مهربان ( 31 )
بگو