تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 891

مساهمون:

ص٨٩١
اول اول است و ثانى ثانى و ثالث ثالث است و رابع معاويه و پنجم رئيس خوارج و ششم ابن ملجم صاحب مجمع البيان گويد كه ابو هريره از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله روايت كرده كه « سجين » چاهى است در جهنم سرگشاده و « فلق » چاهى است در جهنم سربسته .
مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ
از بدى آنچه آفريده است پروردگار عالميان از موذيات جن و انس و سباع و بهائم
وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ
و از بدى شب تاريك
إِذا وَقَبَ
چون در آيد تاريكى آن ، و مراد اينست كه بگو : پناه ميبرم از حوادث و نوازل ليلى . و تخصيص بليل به جهت آنست كه اهل فساد و فتنه در شب ظاهر ميشوند و دام بلا در راه خلق اللَّه ميگسترانند
وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ
و از بدى دمندگان يعنى از بدى نفوسى كه كلمات سحر ميگويند و مىدمند ، يا از بدى زنانى كه سحر ميكنند و مىدمند در عقده‌ها يعنى در گره‌هايى كه بريسمان ميزنند ، حاصل كلام آنكه بگو پناه ميجويم از شر ساحران خواه مردان باشند و خواه زنان كه در حين سحر ريسمان را گرهها ميزنند ، و باد در آن مىدمند
وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ
و از بدى حسد برنده
إِذا حَسَدَ
چون ظاهر كند حسد خود را و بمقتضاى آن عمل كند چون شر « نفاثه » معروف بود آن را معرف بلام آورد بخلاف شر « غاسق » و « حاسد » چه در هر غاسقى شر به عمل نيايد و از هر حاسدى شر نخيزد زيرا كه حسد بر خيرات محمود است « 1 » بنا برين اين دو لفظ را نكره آورد .
هامش
( 1 ) - اين طور نيست و آنچه محمود است « غبطه » است نه حسد - م