اشارت است بر اشديت وعيد ثانى و بعد ازين در مقام تذكير آنچه ديدهاند از عجايب صنائع الهى و بدائع مخلوقات ربانى ميفرمايد كه
أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً
آيا نگردانيدهايم ما زمين را فرشى گسترده تا شما در آن قرار گيريد
وَ الْجِبالَ أَوْتاداً
و آيا نگردانيدهايم كوهها را ميخهاى زمين تا بدان استوار گردد و متحرك نشود
وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً
و آفريدهايم شما را دو صنف ذكور و اناث تا نسل شما باقى بماند
وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً
و گردانيديم ما خواب شما را راحت ابدان شما زيرا كه سبات از سبت بمعنى قطع است و مراد اينجا قطع تعب است بوسيلهء ازالهء احساس ناملايم و حركات شاقه و قطع تعب لازم دارد راحت ابدان را
وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً
و گردانيدهايم شب را پوششى تا آنكه روز را بپوشاند چنانچه على بن ابراهيم روايت كرده كه
«
وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً
اى يلبس النهار »
و يا آنكه گردانيديم روز را وقت طلب معيشت هر مخلوقى
وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً
و بنا كرديم بر بالاى سر شما هفت آسمان محكم و استوار را كه از مرور دهور آسيبى و آفتى به آنها نرسد
وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً
و گردانيدهايم ما در آسمان چراغى در غايت حرارت كه مراد از آن آفتاب نورانيست بنا بر اول وهاج مشتق از وهجت النار اذا اضاءت است و بنا بر ثانى از وهج بمعنى حرارت
وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً
و فرو فرستاديم از ابرها آبى بغايت ريزان
لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً
تا آنكه بيرون آوريم از آن آب دانه و گياه را و مراد از حب گندم و جو و برنج و ماش و امثال آنهاست
وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً
و بوستانهايى كه درهم پيچيده است درختان آن صاحب كشاف گفته كه الفاف جمعى است كه واحد ندارد و بعضى اثبات واحد براى آن كردهاند چنانچه اخفش و كسايى گفتهاند كه واحد آن لف بكسر لامست و قفّال نقل كرده كه واحد الفاف لفيف است مانند شريف و اشراف و بعد از ذكر بعضى از صنايع و بدايع امور دنيوى كه دلالت بر قدرت كاملهء الهى دارند و دليلاند بر اينكه چنانچه خداى تعالى قادر بر انشاء عباد است قادر بر