و جلال ذو الجلال و الاكرام
مِنْ فَوْقِهِنَّ
از زير يكديگر به اين معنى كه مبدء شكافتن از عرش و كرسى باشد و به اين ترتيب تا به آسمان دنيا . و ميتواند كه ضمير من فوقهن راجع بجنس ارض كه مفاد آن جمعيت است باشد يعنى نزديكست كه سماوات شكافته شوند از بالاى زمين و هر گاه اجرام علويه با آن رفعت شأن از جهت سطوت و عظمت الهى قريب بانشقاق باشند پس قرب بانشقاق ارض بطريق اولى خواهد بود ، بنا برين متعرض انشقاق ارض نشد
وَ الْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ
و جميع فرشتگان در مقام مشاهدهء عظمت الهى تنزيه و تقديس مينمايند حالكونى كه كه آن تنزيه مقترن بثنا و ستايش پروردگار آنهاست
وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ
و طلب آمرزش ميكنند براى كسانى كه در زميناند . و چون اين استغفار بنا بر آيهء
وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ
بدون حكم و اذن الهى صورت نمىبندد پس از اينجا نيز عظمت الهى ظاهر مىشود زيرا كه علويين با آن قرب و تقدس به حكم آن جناب كار گذار جمعى از سفليين در غايت بعدو تدنساند و در جوامع الجامع گفته
« قال الصادق عليه السلم و يستغفرون لمن فى الارض من المؤمنين »
على بن ابراهيم روايت كرده كه
« لمن فى الارض اى للمؤمنين من الشيعة التوابين خاصة .
و لفظ الاية عام و المعنى خاص »
أَلا إِنَّ اللَّهَ
بدانيد بدرستى كه خداى تعالى
هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
اوست آمرزندهء گناهان و مهربان بر ايشان بقبول توبه و از وفور رحمت اوست كه فرشتگان بامر او براى شيعيان امير المؤمنين عليه السلم طلب مغفرت مينمايند
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ
و آنان كه اخذ كردند بجز از خداى رحيم شركاء و انداد ؟
اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ
خداى تعالى نگهبانست بر ايشان يعنى نگهبان احوال و اعمال ايشانست و هيچ چيز از آن اعمال برو پوشيده نيست و بر طبق آن جزاء و سزا خواهد داد
وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ
و نيستى تو اى محمد بر ايشان مسلط كه بجبر توانى ايشان را به راه حق به يارى .