و ايضا در بصاير الدرجات از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمودند كه روزى من در عقب پدر بزرگوار خود بودم و آن حضرت بر استرى سوار بود و آن استر رم خورد و در اينوقت شخصى پيدا شد كه در گردن او زنجيرى بود و شخصى سر زنجير را داشته او را ميكشيد و از صداى زنجير ، استر حضرت رم خورد پس آن شيخ گفت
« يا على بن الحسين اسقنى »
و آن شخص كه زنجير او را مىكشيد گفت
« لا تسقه لا سقاه اللَّه »
و بعد ازين حضرت فرمود كه
« و كان الشيخ معاوية »
و ازين حديث معلوم شد كه مراد از رجل در حديث سابق كه فرمود
« اذ جاء رجل فى عنقه سلسلة »
معويه است و على بن ابراهيم روايت كرده كه آيهء «
وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ
» تا آخر در شأن معويه نازل شده
إِنَّهُ كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ
بدرستى كه او بود در دنيا كه ايمان نمىآورد بخداى بزرگ
وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ
و تحريض نميكرد مردمان را بر طعام دادن درويش على بن ابراهيم فرمود كه مراد از طعام حقوق آل محمد است كه غاصبان حق غصب آن كردهاند و چون اقبح عقايد كفر و اشنع رذائل بخل و غصب حق است بنا بر اين اين دو امر تخصيص بذكر يافت
فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ
پس نيست مر او را امروز اينجا خويشى كه رعايت و حمايت او كند
وَ لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ
و نيست طعامى مر او را مگر از عرق كفار چنانچه على بن ابراهيم تصريح كرده و مراد از عرق كفار چيزهاى كثيف است كه از ابدان كفار جدا مىشود از خون و ريم و غير آن
لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطِؤُنَ
نميخورند آن را مگر گناهكاران يعنى مشركان و منافقان كه از حق بسوى باطل ميروند
[ سوره الحاقة ( 69 ) : آيات 38 تا 43 ]
فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ ( 38 ) وَ ما لا تُبْصِرُونَ ( 39 ) إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ( 40 ) وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلاً ما تُؤْمِنُونَ ( 41 ) وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلاً ما تَذَكَّرُونَ ( 42 )
تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ ( 43 )