خير لما طلقك » يعنى اگر در قبيلهء بنى الخطاب نيكويى ميبود حضرت تو را طلاق نميداد .
و از جهت مبالغه در معاتبهء حفصه و عايشه حق سبحانه و تعالى التفات از غيبت بخطاب كرده فرمودند كه
إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ
اگر توبه كنيد اى حفصه و عايشه و باز گرديد بسوى خداى تعالى و از گفتهء خود پشيمان شويد حق تعالى قبول توبهء شما خواهد كرد درين صورت جواب شرط محذوفست و تقدير كلام چنين خواهد بود كه « ان تتوبا الى اللَّه يقبل توبتكما » و گفتهاند كه محتمل است ان شرطى بمعنى امر باشد اى « توبا الى اللَّه » يعنى توبه كنيد و باز گرديد بسوى خداى تعالى
فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما
پس بتحقيق ميل كرده و برگشته دلهاى شما از طاعت نمودن پيغمبر خداى تعالى و بجا آوردن اوامر و نواهى او و رفع غائلهء اين ميل بتوبه و انابت مىشود
وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ
اى : و ان تظاهر اعلى ايذائه يعنى و اگر پشت بر يكديگر دهيد و هم داستان شويد بر آزار رسانيدن پيغمبر و رنجانيدن آن حضرت فائده بر آن مترتب نميگردد « و
فى جوامع الجامع قرأ موسى بن جعفر عليهما السلم و ان تظاهروا عليه »
فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ
بواسطهء آنكه خداى تعالى حافظ و ناصر اوست ضمير هو درين جا ضمير فصل است و براى جدا كردن خبر از نعت مىآرند و اهل كوفه اين ضمير را عماد مينامند و مولى بمعنى ناصر و متولى حفظ و حراست است
وَ جِبْرِيلُ
و جبرئيل نيز معاون و ناصر اوست تخصيص جبرئيل بذكر با آنكه در تحت ملائكهايست كه بعد ازين مىآيد تنبيه بر عظم جبرئيل است
وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ
اى : خيار المؤمنين يعنى و بهترين مؤمنان نيز حافظ و حارس اوست جبرئيل و صالح المؤمنين مرفوعند و معطوفند بر محل اسم انّ و در مجمع البيان آورده كه
« وردت الرواية من طريق العامة و الخاصة ان المراد بصالح المؤمنين امير المؤمنين عليه السّلام »
و در واقع اينچنين است زيرا كه حضرت امير المؤمنين جان خود را فداى آن حضرت گردانيد و خود را وقايهء آن حضرت ساخت