و ازين ترجمه معلوم شد كه عدم تبديل قول مخصوص بكفارست نه عام نسبت بمؤمن و كافر زيرا كه عفو بر مؤمنين محقق و ثابتست
وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
و نيستم من ستم كننده مر بندگان خود را .
[ سوره ق ( 50 ) : آيات 30 تا 35 ]
يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ ( 30 ) وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ ( 31 ) هذا ما تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ ( 32 ) مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ ( 33 ) ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ ( 34 )
لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ ( 35 )
يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ
در روزى كه مىگوييم ما مر دوزخ را كه آيا پر شدى از كفار و عصات ؛ و بنا برين يوم نقول متعلق است بقول خداى تعالى كه فرموده :
وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ
و گويد دوزخ بخلق آلت كلام در آن كه آيا هيچ زيادتى است ؟ يعنى اگر ديگرى باشد از كافر و عاصى القا كنيد بسوى من كه در من گنجايش ديگر هست و يا معنى آنست كه گويد دوزخ كه آيا هيچ جاى زيادتى هست ؟
يعنى باقى نمانده در من جايى كه : ديگرى در آن گنجد . على بن ابراهيم در تفسير و تقول هل من مزيد چنين روايت كرده كه :
اى ليس فىّ مزيد
و اين روايت مؤيد توجيه ثانيست و همچنين روايت كرده كه چون حق تعالى دوزخ را از دوزخيان مملو سازد ، بهشت گويد كه بار خدايا چنانچه دوزخ را وعده داده بودى كه آن را پر كنى مرا نيز وعده داده بودى پس چنانچه دوزخ را از اهل كفر و عصيان پر ساختى مرا نيز از اهل ايمان و تقوى پر كن . حق تعالى درين وقت خلقى چند ايجاد كند و بهشت را مانند دوزخ مملو گرداند . و بعد ازين حضرت صادق عليه السّلام فرمودند كه
طوبى لهم انهم لم يروا غموم الدنيا و همومها .
يعنى خوشا حال اين بهشتيان كه نديدند غمها و المهاى دنيا را و در بهشت غنودند . و بعد از