قُلْ بگو اى محمد مر آن مشركين را كه به تو ميگويند كه منقاد بعضى معبودين ما بشو تا ما بمعبود تو ايمان بياريم أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ اى : أ فتأمروني ان اعبد غير اللَّه يعنى آيا پس امر ميكنيد شما مرا بعد از ادراك دلايل وثيقه و مواعيد متعدده اينكه عبادت كنم غير خداى تعالى را أَيُّهَا الْجاهِلُونَ اى گروه نادانان ؟ بنا برين توجيه ، غير منصوبست باعبد ، و أعبد معمول تأمرونى است بتقدير كلمة ان و بعد از اعراض از مشركين خطاب به پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله مىكند و ميفرمايد كه وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ و هر آينه بتحقيق وحى كرده شده است بسوى تو وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ و بسوى آنان كه پيش از تو بودند از پيغمبران و بهر يك گفته شد كه قسم بعزت و جلال من كه لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ اگر شرك آرى بخداى تعالى هر آينه باطل شود عمل تو وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ و هر آينه باشى تو از زيان - كاران بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ بلكه معبود حقيقى را عبادت كن و غيرى را شريك در عبادت او مگردان وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ و باش از جملهء شكركنندگان بر نعمتهاى متواليهء متتاليهء منعم يگانه و يكتا . افراد ضماير با آنكه خطاب بر پيغمبر و انبياء سابق است باعتبار كل واحد خواهد بود چنانچه از ترجمه اشارتى برين معنى كرده شد و بعضى گفتهاند كه خطاب « لئن أشركت » بر انبياء باعتبار فرض و تقدير است يعنى اگر بالفرض و التقدير شريك براى خداى تعالى بهم رسانى اعمال تو همه باطل و عاطل است . و على بن ابراهيم گفته كه اگر بحسب ظاهر درين آيه خطاب با پيغمبر است اما در حقيقت مراد امت آن حضرتند و همچنين است در ساير انبياء و بعد ازين گفته كه « هو ما قال الصادق : ان اللَّه تعالى بعث نبيه باياك اعنى و اسمعى يا جاره » و حاصل معنى اينست كه اگر شرك آريد اى امت محمد اعمال شما بقبول نرسد تا آخر وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ و تعظيم نكردند مشركين خداى تعالى را حق تعظيم او و غير را در عبادت او شريك گردانيدند وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً و زمين در حالتى كه مجتمع باشد و
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 885
پدیدآورندگان: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص۸۸۵