پرش به محتوای اصلی

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 698

پدیدآورندگان:

ص۶۹۸

احوال قيامت را آنان كه پيش از مشركين مكه بودند چنانچه ايشان نيز تكذيب اين امور كردند وَ ما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَيْناهُمْ و نرسيدند انبياء و رسل ايشان از روى معجزات و فضايل و كمالات ده يك آنچه ما داده‌ايم بمحمد و بر آل محمد صلوات اللَّه عليه و عليهم فَكَذَّبُوا رُسُلِي پس تكذيب كردند امم سابقه انبياء ما را چون مراد از تكذيب اول مطلق تكذيب است و اين مخصوص رسل است بنا برين تكرار نخواهد بود فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ پس چگونه بود . انكار من ايشان را به هلاك كردن و معذب ساختن ايشان پس بايد كه قوم تو كه تكذيب تو ميكنند به اين همه فضائل و كمالات مستحق اضعاف و مضاعف عذاب باشند . و اين تفسير را على بن ابراهيم بحديث مرفوع روايت كرده و بنا برين وَ ما بَلَغُوا بتقدير و ما بلغ رسلهم است و ضمير آتيناهم راجع بمحمد و آل او صلوات اللَّه عليه و آله . در كتب تفسير توجيهات ديگر براى خود كرده‌اند از جملهء آنها اينست كه ضمير بلغوا راجع بأهل مكه است و ضمير آتيناهم بامم سابقه به اين معنى كه و نرسيده‌اند مشركين مكه بده يك آنچه داده بوديم بامم سابقه از قوت و قدرت و طول عمر و كثرت مال و اولاد پس ايشان با وجود اينهمه عطاها تكذيب پيغمبران ما كردند پس چگونه بود انكار من بر ايشان بعقوبت و اهلاك ؟ يعنى آن انكار بموقع خود واقع شد . ديگر آنكه ضمير بلغوا راجع بامم سابقه است و ضمير آتيناهم راجع باهل مكه به اين معنى كه : و نرسيده‌اند امم سابقه بده يك آنچه داده‌ايم باهل مكه از معجزات باهره و اسباب هدايت ظاهره پس با وجود اين انكار و عذاب من بر امم سابقه ظاهر است بايد ملاحظه كرد كه چه نوع انكار و عذاب من براى أهل مكه خواهد بود قُلْ بگو اى محمد مشركين مكه را إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أى بخصلة واحدة يعنى بدرستى كه پند مىدهم شما را بيك خصلت و ارشاد ميكنم شما را به آنكه اگر شما آن را بفعل آوريد به حق ميرسيد أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ بتقدير : هى أن